سي سال پيش ،‌ در روزي مشابه امروز ، ايكر كاسياس ، كاپيتان رئال مادريد و تيم ملي اسپانيا ديده به جهان گشود . 

ايكر وقتي كيك و شمع آن را مي بيند ، دستهايش را به هم مي فشرد و مي گويد :" كي فكرش را مي كرد ، سي سال !"
هميشه همين طور بوده است ، مثل يك بازيكن نوستالژيك و خاطره انگيز . ايكر با اين كه احترام زيايد براي آينده قائل است اما بيشتر به حال فكر مي كند و حاضر نيست كه حتي به بازيهاي بعدي تيم ملي بينديشد .
شايد سي ساله شدن ايكر كمي غريب به نظر برسد . انگار همين سه روز بود كه كلاس نقاشي را رها كرد تا در پي مصدوميت كانيزارس ، به همراه تيم اصلي به نروژ برود . در آن زمان 16 ساله بود . در 18 سالگي اولين بازيش را در سن مامس انجام داد و در 19 سالگي چمپيونزليگ را برد .
حالا دومين بازيكن تيم از نظر بالا بودن سن است (پائين تر از كارواليوي 33 ساله* و البته ايكر كه دروازه بان نيمكت نشين است را پدر بزرگ نيمكت مي داند :" ما يك تيم جوان هستيم و به شانسهايمان ايمان داريم . "
در بين اين مدت در تمامي تورنمنت هاي بين المللي بزرگ حاضر بود . با تيم زير 19 سال اسپانيا در جام جهاني 1999 در نيجريه حضور يافت . قهرماني در رده جوانان برايش خيلي خاطره انگيز بود . خودش به ياد مي آورد :" پابلو كويرا آمد به من گفت كه مي خواهد به چين برود و كونياگو نيز به انگليس رفت ، وارلا هم به يونان . "‌فقط ژاوي و مارچنا از آن تيم هنوز با او هستند .
سپس در مورد دوستانش مي گويد :" خنده ام مي گيرد كه مي گويند كه رابطه ام با ژاوي دچار ابهام شده است . چطور ممكن است كه با كسي كه از 15 سالگي مي شناسمش دچار مشكل شوم . پس از الكلاسيكو هيچ مشكلي ميان ما پيش نيامده است ، بلكه اين مشكل بيشتر مربوط به مطبوعات است . نيازي نيست كه زياد به آن دامن بزنيم . در بهترين دوران تيم ملي اسپانيا به سر مي بريم . لوئيز آراگونس بهترين كار را كرد چرا كه ما را با هم همراه و نزديك كرد و من بيشتر ترجيح مي دهم كه چيزهايي كه بدست آورديم را به ياد بياورم . بايد به آن ارج نهاد : افراد زيادي بودند كه بدون ديدن اين اتفاق از دنيا رفته ام . شايد بچه هاي جوان تر ندادند كه چقدر خوش شانس هستند . فقط اميدوارم كه اسپانيا دچار ركود نشود ، مثل فرانسه پس از قهرماني اش در جام جهاني . "
هنوز بحث ها در مورد الكلاسيكو ها داغ است و هنوز خيلي ها حركتش در نيوكمپ را به ياد دارند كه دستانش را در اعتراض به داوري روي صورتش گذاشت :" چه كار بايد مي كردم . احساس مي كردم كه كسي نيست كه كمك كند . نه تنها به خاطر گلي كه هيگوائين زد ، بلكه به طور مثال يادم است كه پدرو جلوي ضربه زدنم را گرفت و با هيچ جريمه اي مواجه نشد . يا اين كه براي ما دور محوطه جريمه بارسلونا خطا نمي گرفتند تا كريستيانو رونالدو فرصت استفاده از اين ضربات را نداشته باشد . با اين اتفاقات طبيعي است كه عصبي بشوي . در قبل از آن هم په په بي دليل اخراج شده بود . براي توپ تكل زده بود و بعد از آن بازيكن حريف خودش را الكي به زمين انداخته بود . آن صحنه خيلي حياتي بود چرا كه نيم ساعت بدون بازيكني بازي كرديم كه مسئول مستقيم مهار مسي بود . ما در مسير صحيحي قرار داشتيم و با فكر كردن به بازي برگشت ، به تساوي بدون گل فكر مي كرديم . اما فقط اين مسئله نبود . هر كسي مي تواند بازي خود را با بازيكناني كه دارد ارائه دهد . مشكل اين بود كه ده نفره شديم و اين اتفاق سرنوشت را به كل تغيير كرد ."
كوپا ، تنها جام مهمي است كه تيم توانست در اين فصل كسب كند :" مسير اساني نداشتيم . بايد قهرمان و نايب قهرمان دور قبل را حذف مي كرديم . در فنيال هم يك بازي متقاوت داشتيم . در حضور هواداران و هيجاني كه به ما دادند توانستيم موفق باشيم و مطمئنا اين قضيه آن را زيباتر مي كند . پادشاه پيش از آن كه جام را به من بدهد ، دستم را محكم فشرد . او هميشه با من خيلي مهربان بوده است ."
در مورد از دست رفتن ليگ نيز صحبت كرد :" وقتي كه برنامه ليگ معلوم شد ، با خود گقتم كه تيمهاي كوچك مشكل ساز تر خواهند شد تا تيمهاي بزرگ و حق با من بود . در پايان 12 يا 13 امتياز را داديم تا جام از دست برود . البته مثلا در بازيهايي برابر آلمريا ، دو پنالتي ما گرفته نشد ، يا برابر مايوركا ، آئواته استثنايي كار كرد ، در برابر اوساسونا شايستگي مساوي را داشتيم ، در برابر اسپورتينگ يكي از آن بازيهايي انجام شد كه سالي يك بار اتفاق مي افتد . خب ، تاسف بار است كه اين همه گلي كه كريستيانو زد با قهرماني همراه نبود ."
در آستانه اتمام فصل ، كاسياس در كارهاي انساندوستانه زيادي شركت مي كند . در پيش فصل نيز قرار است تيم به آمريكا و چين برود . اين اولين تابستانش در دهه چهارم زندگي اش خواهد بود. خودش مي گويد :" حالا احساس بهتري از ديگر اوقات دارم . حواسم بيشتر به خودم هست ، حواسم به اين هست كه چه غذايي بخورم و چه تقريحاتي داشته باشم . "