مصاحبه مفصل کایخون با رئال مادرید تی وی

خوزه کایخون ، بازیکن اهل موتریل رئال مادرید ، یکی از میهمانان هفتگی رئال مادرید تی وی در برنامه ای تحت عنوان "کایخون واقعی " بود .

آهنگ انتخابی تو برای آغاز مصاحبه ،Háblame از "مالو" است. عصر بخیر و به رئال مادرید تی وی خوش آمدی.
عصر بخیر. مرسی!

به نظرم بهتر است مصاحبه را با صحبت کردن در مورد مدل موهای تو شروع کنیم. من هرگز موهایی به این پرپشتی ندیده بودم!البته این یک شروع خیلی غیر مرسوم برای شروع مصاحبه است ...
بله ، درست است که برخی افراد به موهای من حسادت می کنند ...

خب ، چرا این آهنگ را برای شروع مصاحبه انتخاب کردی ؟
آن را دوست دارم چرا که مرا یاد زمانی می اندازم که شریکم ، مارتا را ملاقات کردم . ما به این آهنگ زیاد گوش می دادیم و خاطرات زیادی را به یادم می آورد .

کمتر زوجی پیدا می شود که ترانه محبوبی داشته باشد . تو واقعا موسیقی اسپانیایی را دوست داری ، به خصوص فلامنگو ، ال باریو ، کامارون و ...
بله مانند بیشتر آندلوسی ها من هم از فلامنکو خوشم می آید. ال باریو ، خواننده محبوبم از محل تولدم است. من کامارون را هم دوست دارم ولی مالو را انتخاب می کنم چون مرا خیلی یاد شریکم می اندازد.

تو از موتریل هستی و همیشه به این افتخار کرده ای و این قابل توجه است .
بله، موتریل و تمام آندلوس برای من خاص هستند. این برای من افتخار بزرگی است. من آنجا به دنیا آمدم. من واقعا منطقه ام را می شناسم و خود را یک آندلوسی اصیل می دانم. مردم همیشه می گویند که آندولسی ها به هنر و شوخ طبعیشان شناخته می شوند و این درست است. در رختکن ما آندلوسی هایی مثل سرخیو راموس را داریم و واقعا او را می شناسم و به او احترام قائلم. ما با هم خیلی خوب هستیم به عنوان دوستان آندلوسی... همین قضیه باعث می شود که کمی متفاوت باشیم .

پس چون شما یک آندلوسی هستید به هنر اهمیت زیادی می دهی اما کلا خیلی شوخ و بذله گو هم به نظر می رسی. آیا خوزه کایخون یک هنرمند است؟ یا بیشتر یک کمدین است؟
خب...

یا هر دوی آنها؟
بله من از هر دو چشمه هایی دارم. من بطور خاص یک شخص هنرمند نیستم ولی انسان شادی هستم . من حس شوخ طبعی خوبی دارم و همیشه روحیه خوبی دارم چرا که فکر می کنم شاد بودن در زنگی مهم است

موتریل، زادگاهت چگونه بود؟
من از ناحیه ی کایخون هستم ولی فامیلی ام ربطی به آن ندارد. من با برادرم در بیرون بازی می کردم. ما دوقلوییم و او برای من بیش از یک برادر ارزش دارد.او همیشه مرا حمایت کرده است. هم چنین در خانه ی مادربزرگم باغچه ای بود که دو درخت داشت که ما از آن به عنوان دروازه استفاده می کردیم. من با آنتونیو و خوانمی پسرعمویم آنجا بازی می کردیم. کودکی شادی را داشتیم. آن دوران یکی از بهترین دوران زندگی ام بودند و آن لحظات را کاملا با برادرم تقسیم کرده ام. او یک برادر فوق العاده و بهترین دوستم بود. من واقعا به او ارزش قائلم و ما هر چیزی که در زندگیمان اتفاق می افتد را به هم می گوییم. فکر می کنم او یک شخص خارق العاده است. داشتن یک برادر دوقلو ، فوق العاده است .

توضیح بده که محله کایخون ها چطور بود ؟
خانه ی ما یک خانه ی معمولی بود که ایوان داشت و پله هایی داشت که به محله ای می خورد که همه عاشق فوتبال بودند. من و برادرم همیشه در حال بازی کردن بودیم. پدرم یک هوادار فوتبال واقعی بود و من وقتی 5 سال داشتم شروع به بازی کردن در یک تیم محلی در محله مادربزرگم کردم. پله پله من رشد کردم و به موتریل پیوستم. به اندازه کافی خوش شانس بودم که فوتبالم را ادامه بدهم.

اگر اشتباه نکنم والدینت هنوز هم در همان خانه زندگی می کنند. اتاق خوزه کایخون جوان چگونه بود؟
اتاق خواب من پر از پوستر های بازیکنان فوتبال بود. من هم چنین برچسب های فوتبال را هم جمع کرده بودم...

برچسب های کدام بازیکنان؟
خیلی! فیگو، رونالدو.... خیلی از بازیکنان که وقتی کوچک بودیم می خواستیم مثل آنها شویم ، چرا که همیشه بازیشان را می بینیم. من تصاویر خیلی از بازیکنان و چیزهای دیگری داشتم ولی بالاتر از همه ی آنها به فوتبال و ورزش بیشتر از همه آنها علاقه داشتم.

اگر فرض کنی پسری هستی که به آن اتاق برگشتی تو چه آرزوهایی داری!؟
من واقعا می خواستم فوتبالیست شوم. من روی آن از بچگی مطمئن بودم. وقتی یک بچه ی 6 ساله بودم تنها فوتبال را دوست داشتم و به این راه فکر می کردم. من و برادرم بازی کردن را خیلی زود شروع کردیم. فوتبال چیزی بود که ما را به هیجان وا می داشت و پله پله جلوتر آمدیم، و من خیلی خوش شانس هستم که امروز اینجا هستم.

تو همیشه از برادرت و با هم بازی کردنتان حرف میزنی ولی من می خواهم درباره گروه دوستانت یعنی خاوی، رائول و کارلوس و... بیشتر حرف بزنی...
بهترین دوستانم بودند ما وقتی خیلی کوچک بودیم در یک تیم بازی می کردیم. خاوی، رائول، کارلوس و ... ما با هم همیشه رفقای خوبی بودیم تا کنون. خاوی در مادرید زندگی می کند و ما هم دیگر را زیاد می بینیم. وقتی به موتریل یا گرانادا می روم رائول و کارلوس را هم می بینم. رائول و کارلوس را می بینم و با هم برای نوشیدنی به بیرون می رویم. آنها همیشه برای من جایگاه ویژه ای دارند و خواهند داشت.

این خیلی مشکل است که درباره ی زندگی افرادی حرف بزنیم که راه متفاوتی را پیموده اند. تو یک فوتبالیست حرفه ای هستی و نسبت به دوستانت مزیت های بسیاری داری. آنها الان چه می کنند؟
درس می خوانند.

گفتن این حرف سخت است که دوستان تو الان زندگی معمولی ای دارند ولی برای مثال تو فردا در لیگ قهرمانان با رئال مادرید هستی؟ یا باید همه ی تیم ها را ببرید؟ آیا این برای شما سخت است؟
بله، تا حدودی. ولی آنها همگی مشتاقند درباره آن چه برای من رخ می دهد. شاید دوستانم مثل من خوش شانس نبودند و شاید تا این جا نرسیده باشند ولی آنها مرا بسیار خوب می فهمند و واقعا حمایتم می کنند. وقتی به آنها گفتم که به رئال مادرید پیوسته ام یا درباره مسابقه لیگ قهرمانان با آنها صحبت می کنم آنها مرا درک می کنند. آنها برای من آرزوی موفقیت داشته اند و آنها خوشحالند که من و برادرم به این جا رسیده ایم.

پس هنوز تماست را با آنها از دست نداده ای .
خیر . این که انسان متواضعی باشی و به بقیه احترام بگذاری بسیار مهم است. معتقدم که دوستان یکی از مهمترین بخش های زندگی اند، مانند والدین یا خانواده ات. پس هیچ گاه نباید دوستان خود را از دست بدهی چرا که خیلی از من حمایت می کنند .

هیچ کدام از آنها در فوتبال از تو بهتر بودند ؟
خب ...

یعنی بهتر از بقیه بودی ؟
همیشه گفته می شدکه برادران کایخون یک چیز استثنایی دارند که دیگران ندارند.از هر کدام از دوستانم که بپرسید این را می گویند . اما آنها هم خوب بودند و تیم خوبی داشتیم که تقریبا همه چیز را می بردیم .

با فوتسال شروع کردی ؟
بله من فوتسالیست بودم. قبل از فوتبال 11 نفره فوتبال 7 نفره را هم تجربه کرده بودم.

تو از خانواده ای می آیی که همگی مادریدیسمو هستند، و پدرت هم بازیکن حرفه ای بوده است....
پدرم در موتریل کاپیتان بود و این دلیل بود که من و برادرم را به سمت فوتبال هل می داد . وقتی کوچک بودیم او در یک تیم محلی بازی می کرد و من یادم است که یکشنبه ها ساعت 8 یا 9 صبح بازی می کرد. یادم است من و برادرم نیم ساعت قبل از بازی پدرم می رفتیم تا بازی او را ببینیم. قبل از این که او بازی کند من و برادرم به زمین می رفتیم و کمی با توپ بازی می کردیم!

بهترین توصیه پدرت برای تو چه بود ؟
بهترین نصیحتی که او به من داشت این بود که همیشه باید متواضع بود تا همه در زندگی و در فوتبال به تو احترام بگذارند. و در جلسات تمرینی باید طوری عمل کنی که انگار در حین بازی هستی .. اگر هر روز کار کنی در آینده مزد تلاشت را خواهی گرفت.

این بسیار واضح است که تو خیلی به خانواده ات وابسته ای، پس بیا نگاهی به خانواده ات بیندازیم، و با والدینت خوزه ماریا و انکارنی آن را شروع کنیم. اگر اشتباه نکنم آنها در یک غرفه میوه فروشی در موتریل مارکت کار می کردند. در مورد آن دو و میوه فروشی شان بیشتر بگو....
برای من و برادرم خیلی خاص هستند. میوه فروشی ما در موتریل مارکت خیلی خاص بود. از بچگی من و برادرم خیلی توسط آنها حمایت شدیم، آنها خیلی زود به محل کارشان می رفتند....

چه زمانی؟
6 یا7 صبح. برای این که آنها باید می رفتند و میوه می خریدند تا میوه فروشی را آماده کنند.آنها فقط صبح و تا 2 بعد از ضهر کار می کردند. آنها هنوز میوه می فروشند و هنوز آنها بسیار برای من خاص و دوست داشتنی اند. آنها مرا رشد دادند و به مادرید آوردند، وقتی که 14 ساله بودم. آنها آخر هفته ها به مادرید می آمدند تا بازی های من و برادرم در هر مسابقات و در هر رده سنی ای ببینند. من همیشه به داشتن آنها افتخار می کنم و همیشه از آنها بخاطر حمایت هایشان ممنونم.

پس به پدری که میوه فروش بود افتخار می کنی....
این چیزی است که گفتم و همیشه هم خواهم گفت. هر کاری ارزش و مزد خودش را دارد، چه میوه فروش و چه یک سازنده ی ساختمان و یا هر شغل سختی ها و اهمیت خاص خودش را دارند و و مزد تلاش خود را خواهند گرفت

از میوه فروشی چه چیزی به یاد داری؟ تو گفتی در میوه فروشی کمک هم می کردی... تو و برادرت آن جا چه کار می کردید؟
ما باید صبح ها به مدرسه می رفتیم ولی قبل از آن آنجا می رفتیم؛ مادرم آنجا به ما کمی میوه برای زنگ تفریح می داد. ما همیشه از طرفداران پر و پا قرص میوه بودیم. وقتی مدرسه تمام می شد ما باید به میوه فروشی می رفتیم و صبر می کردیم تا کار والدینمان در میوه فروشی تمام شود. ما همیشه تلاش می کردیم کمی هم به آنها کمک کنیم. و وقتی کار آنها تمام می شد با هم به خانه می رفتیم و ناهار می خوردیم.

باید خیلی افتخار کنند که به رویات برای بازگشت به خانه ات ، رئال مادرید ، به عنوان یک بازیکن مهم رسیدی . به تو چه گفتند ؟
بله. آنها خیلی هیجان زده شدند و در واقع این رویایی برای آنهاست که به تحقق پیوسته است. آنها می خواستند پسرانشان برای زندگیشان بهترین ها را داشته باشند. ما در راه درستی قرار داریم و به قسمتی از آرزوهایمان رسیده ایم. الان ما باید به کار کردن و جنگیدن ادامه دهیم تا والدینمان به داشتن ما و کارهایی که کرده ایم افتخار کنند.

مادرت چطور؟ همیشه این گونه است که پدر شما را تشویق به فوتبال می کند ولی مادرها نگران وضعیت تحصیل هستند. مادرتان در مورد شما چگونه بود؟
مادرم همیشه انتقاد می کرد و می گفت که همیشه به این تکیه نکنید که فوتبالتان حتما به سرانجام خوبی خواهد رسید ولی والدینمان با هم تفاهم داشتند. البته مادرم هم تا حدودی راست می گفت. در هر لحظه ای رویای فوتبالیست شدن می توانست تمام شود مثلا با یک مصدومیت جدی. ولی هم زمان ما به درس خواندنمان هم توجه داشتیم. و هر دو را به نحو احسن انجام می دادیم. ولی پدرم دید متضادی داشت. او همیشه مطمئن بود که پسرانش فوتبالیست های خوبی می شوند بر خلاف خودش که آن را به خوبی به پایان نرساند. ما روی فوتبال تمرکز داشتیم چون فکر می کردیم برای آن ساخته شده ایم و در آن موفق خواهیم بود... الان هم موفق هستیم.

به تو می گویم که با مهارت هایت ، در میوه فروشی خیلی موفق می شدی . می توانستی به من چهار کیلو هلو ، حتی کالش را بفروشی .
شک نکنید .
دیگر فرد مهم در زندگیت ، خوانمی بود .
برای من ، برادرم یک فرد بسیار خاص است . او برادرم ، بهترین دوستم و همه چیز زندگیم است . وقتی بچه بودم ، همیشه با او بودم . در مدرسه ، فوتبال و لحظات خوب بود . کل زندگی ما با هم بود که زمان زیادی است و وقتی مادرید را ترک کردیم و او به مایورکا رفت و من به اسپانیول ، خیلی اذیت شدیم چرا که این یک تغییر بزرگ در زندگی های ما بود چرا که هر کدام از ما ، به راه جدایی رفت . اما با هم در تماس بودیم . اغلب صحبت می کردیم و تردیدی ندارم که برادرم ، بهترین چیزی است که در زندگیم داشته ام .

جدایی از او برایت خیلی مشکل بود ؟ با هم در مدرسه و خانه بودید و سپس ناگهان فوتبال ، یکی را به بارسلونا برد و دیگری را به مایورکا .
بله ، مشکل بود . چرا که وقتی موتریل را به مقصد مادرید ترک کردیم ، چهارده سال داشتیم . به مدرسه سک رفتیم و سپس همه چیزمان با هم بود . کل روز را با هم می گذراندیم و وقتی 18 ساله شدیم ، سنی که باید از مدرسه بیرون می رفتیم ، به یک آپارتمان با هم رفتیم . ما در چیزهای دیگری هم با یکدیگر سهیم بود . جیزهایی که زیبا و فوق العاده بودند . واقعیت این است ناچار بودن به جدایی از برادرت .. خب ، برای ما خیلی سخت بود چرا که او یک برادر عادی نبود که سن متفاوتی داشته باشد . ما دو قلو بودیم که خیلی خاص و احساسی تر از روابط معمول بود .

کدام شوخیتان را فراموش نمی کنی؟
خب ، در مدرسه کارهایی انجام می دادیم . وقتی بچه تر بودیم مشابه تر ، در طول امتحانات ، معلم ها را دست می انداختیم .

چطور ؟
امتحان هایمان را با هم عوض می کردیم یا مثلا زمانی که معلم ، حضور و غیاب می کرد ، خوزه را صدا می زد و برادرم می گفت :" حاضر ! " از این جور کارها . اما فقط شوخی می کردیم و قصد اذیت کردن کسی را نداشتیم .

وقتی بچه بودید ، زود غدا می خوردید تا به فوتبال برسید ؟
بله ، چون که می خواستیم فوتبال بازی کنیم . هر دقیقه فرصتی که برای بازی داشتیم فوق العاده بود . این بخش ، محبوب ترین و خوشحال ترین بخش روز ما بود .

به من گفته اند که دانش آموز بدی نبودی اما در ریاضی زیاد خوب نبودی .
بله ، بله . هم برادرم و هم من ، دانش آموزان خوبی بودیم اما در ریاضیات افتضاح بودیم .

بچه های شیطانی بودید ؟
بله

از کاروالیو پرسیدم و او گفت که وقت شناس و خجالتی بوده است ... او در سن هشت سالگی مثل حالا که 33 سالش است ، بوده است .
خب ، شاید به این خاطر بوده که کمی تنها بوده است اما برادرم و من خیلی شیطنت می کردیم و بچه های واقعا بدی بودیم .

گفتی که رفتن به بارسلونا در حالی که برادرت به مایورکا رفت برایت خیلی سخت بوده است . حالا هم لحظات سختی باید داشته باشید چرا که تو در سطح حرفه ای بالاتری از او هستی ..
بله ، اما او را بازیکن فوق العاده ای می دانم .

او اکنون در هرکولس است .
بله ، نه به خاطر این که برادر من است بلکه به خاطر این که توانایی هایش را نشان داده و بیشتر هم نشان خواهد داد . به نظرم دوران خوبی در انتظارش است . او بی تاب این فصلش در آلیکانته با هرکولس است و با او ، هر روز صحبت می کنم . به او روحیه می دهم ، همین طور از او روحیه می گیرم . او هیچ گاه نا امید نمی شود و همیشه او را تشویق می کنم تا روز به روز بهتر شود .

تو به خوانمی خیلی کمک می کنی اما آیا او هم به تو کمک می کند ؟ چه کسی است که مثلا زنگ بزند و بگوید خوزه ، دیروز خوب نبودی ، باید فلان مدل باشی ...
پدرم این کار را می کند چرا که من و سبک بازیم را خوب می شناسد و همیشه می داند که چه زمانی خوب یا بد بازی می کنم . وقتی بد بازی می کنم ، او به من می گوید و برادرم هم انتظارات زیادی از من دارد . وقتی خوب باشم به من می گوید و وقتی بد باشد می گوید چطور اشتباهاتم را تصحیح کنم . من از آن دست بازیکنانی هستم که هرگز نا امید نمی شوم و وقتی شرایط به نفعم نیست سعی می کنم که توجهم را بیشتر کنم .

جدا از همه شیطنت ها ِ یک فرد دیگری هست . یک فرد باهوش که تعادل ایجاد می کند . خواهرت ، ونسا.
بله ، اما سخت بود که بتواند در کودکی از ما مراقبت کند چرا که ما شیطان بودیم و این کمی بد بود . اما تاتا که این گونه صدایش می کنیم ، همیشه در کنار ما بود و به ما کمک می کرد . او برای ما خیلی مهم بود . او توصیه های زیادی به ما می کند ، چه وقتی کوچک تر بودیم و چه حالا و انتظارات زیادی هم از ما دارد و از او خیلی ممنونیم .

و تاتا برایت چه مفهومی دارد ؟
او مثل مادر دوم من بود . وقتی جوان تر بودیم ، مادرم خیلی مشغول میوه فروشی بود و به طور مثال ، صبح ها نمی توانست برای ما صبحانه درست کند و تاتا این کار را می کرد . همیشه ساندویچ های من را درست می کرد و برای من ، خواهرم ، تاتای من ، مثل مادر دوم من است .
فرد مورد اعتمادت هم بود . برای یک پسر خیلی کم پیش می آید که به خواهرش اعتماد کند ؟
نه ، ما همیشه اعتماد زیادی به او داشتیم . حتی وقتی که کوچک بودیم و حالا که بزرگ تر شده ایم نیز همین طور است و به او ، همین احساس را داریم . او همیشه اعتماد زیادی به ما داشت و چیزهای زیادی را به او می گفتیم و همانطور که قبلا گفتم ، همیشه در کنار ما بود ، مثل یک مادر دوم . مسائلمان را به او می گفتیم چرا که می دانستیم که همیشه به ما کمک می کند .

خواهر زاده ات ، دانیلا چطور ؟ وقتی اسمش را می آوریم چهره ات عوض می شود ؟
او زیباست ، قوق العاده است . وقتی متولد شد همه خوشحال بودیم . نه تنها من ، بلکه کل فامیل . خواهرم عکسها و ویدئوهایش را هر روز برایم می فرستد چرا که به علت کارم نمی توانم نزدیک او باشم .

در موتریل زندگی می کنند.
بله . و وقتی که برای کاری بیرون می روند ، مثل رفتن به ساحل ، کلیپ هایشان را برایم می فرستند . یکی از این کلیپ ها مربوط به زمانی است که یاد گرفت اسم من را بگوید ، خوزه . برایم خیلی خاص است که چطور اسم من را یاد گرفت و من را دایی صدا می زند .

فقط دو سال دارد اما تلفنی به تو کلماتی نظیر "دایی ، گل " را می گوید .
این کلمات ، اولین کلماتی هستند که یاد گرفته است چرا که از زمان حضورم در اسپانیول بازیهایم را می دید و آنها من را در تلویزیون به او نشان می دادند و می گفتند :" دایی ، دایی ، گل ! " برای من ، این خیلی خاص است .

حالا که بحث از افراد مهم شد ، در اول مصاحبه در مورد ترانه Háblame و شخصی به نام مارتا حرف زدیم . او وارد زندگیت شد ، آینده ات را عوض کرد و شاید بدون او به این جا نمی رسیدی .
بله ، برای من خیلی خاص است . در یک لحظه خیلی مهم به زندگی من آمد و مرا خیلی پخته تر کرد و ما را با متانت ، پختگی و ادبش ، آماده تر کرد . او همیشه در کنارم بوده است ، در لحظات خوب بود . دخترش ، پائولا ، مثل دختر من است . او را همچون خودم می دانم و زندگی را همچون دیگر خانواده ها می گذرانیم . من خیلی خوشحال هستم و آینده ای مملو از نشاط و امید را می بینم و واقعیت این است که به او خیلی مدیونم .

انگار خیلی دوستش داری ؟
در ترانه ای که پخش شد هم معلوم بود . آن را برای او انتخاب کردم . در لحظات خوبی در حال حاضر هستم و اعتقاد دارم که او زندگیم را عوض کرده است .

وقتی که در مورد چنین فردی صحبت می کنی ، معلوم است که برایش احترام زیادی قائلی . او چه چیزی را در زندگیت عوض کرد ؟
او مرا کامل کرد . همان طور که قبلا گفتم به من امید زیاد ، پختگی زیاد و نشاط زیاد داد . حالا آینده را با نشاط بیشتر می بینم چرا که می دانم که شرایط به نفعم خواهد بود و به خودم اعتماد بیشتری دارم . او باعث شد که چیزها را کاملا متفاوت ببینم . کاملا متفاوت ار برادر یا پدرم . او خیلی رو راست و پخته است ، خیلی هم خاص است .

خوب است که یک نفر مستقیما به تو خوبی ها و بدی هایت را بگویی . این را می گویم چرا که در بسیاری از موارد ، فوتبالی ها توسط افرادی احاطه شده اند که فقط خوبی هایشان را به آنها می گویند و افراد کمی هستند که چیزهای بدی که باید گفته شود را می گویند .
به نظرم هیچ گاه نیازی به گفتن چیزهای خوب نیس اما همیشه نیاز است تا بدی ها گوشزد شود تا تصحیح شوند یا تغییر پیدا کنند . در مورد خوبی ها که خودت هم می دانی خوب بوده ای اما در مورد بدی ها ، اگر به تو گفته نشود ، نمی توانی تصحیحشان کنی . به نظرم باید از بدی ها درس گرفت و اگر کار خوبی انجام دهیم هم باید تلاش کنیم تا به آن ادامه دهیم .

می دانم که اهل لباس شستن نیستی ، اما خب غذا می پزی ؟
بله ، خیلی خوب .

منظور دقیقت چیست ؟ یعنی این که می توانی یک روز برای کل ترکیب رئال مادرید غذا آماده کنی ؟
خب نمی دانم که برای آن تعداد نفرات می توانم یا نه اما در خانه خیلی خوب غذا می پزم . مارتا خیلی سختگیر است که چه بخوریم ، همیشه در خانه خیلی خوب م خوریم .

غذای سرآشپز تو چیست ؟
غذای سرآشپز من ؟

غذای مخصوصی که خیلی خوب درست می کنی ...
پاستا و برنج درست کردن را دوست دارم ... یک خاطره از زمان حضور خودم و برادرم در مادرید دارم . ما پائیا درست کردیم و عالی شده بود .

واقعا ؟
بله ، بله . نمی دانستیم که چه کار کنیم اما فوق العاده شد . من چیزهای ساده را دوست دارم اما در آشپزی از مارتا هم کمک می گیرم . البته ترجیح می دهم خودش این کار را انجام دهد .

نمی شود از خانواده کایخون صحبت کرد و پسر عمه ات آنتونیو را فراموش کرد ...
خیلی بزرگ است .

منظورت هیکلش است یا نه ...
نه تنها از نظر هیکلی بلکه قلبش، همه چیز . آنتونیو یک ستاره است . او دو سال از من کوچک تر است اما خیلی درشت تر است . همیشه و در بچگی با ما بوده و با هم بازی می کردیم . با یکدیگر به جاهای مختلف می رفتیم . واقعا با هم هماهنگ بودیم . یادم است که مادرش که عمه فینای من بود و پدرش ، آنتونیو ، فوق العاده بودند . او همیشه به دیگر افراد توجه می کرد . به ما زنگ می زند و برایمان پیام می فرستد . او به آلیکانته هم می رود . در چیزهای زیادی با او سهیم هستیم و او هم فرد خاصی در زندگی من است .

تحصیل می کند ؟
بله ، در گرانادا .

نام اولین تیمت ، کاستا تروپیکال بود . وقتی به این تیم پیوستی ، چند ساله بودی ؟
فکر کنم ، هفت ، هشت تقریبا . در موتریل یک زمین کثیف به نام لاناسیا وجود داشت . خاوی و رائول هم در تیم بودند و هر روز عصر با هم تیمی ها تمرین می کردیم . وران خوبی بود . یک مربی بسیار پر توقع به نام فرناندو مونوز داشتیم که به ما خیلی چیزها یاد داد و همیشه به یادش هستیم . در همان جا رویاهایمان را شروع کردیم .

همیشه از فرناندو مونوز یاد می کنی . یکی از کلیدی ترین افراد در زندگی توست . به این خاطر که راه فوتبال حرفه ای را به تو نشان داد ؟ چرا همیشه می گویی که فرد مهمی در زندگیت است ؟
چون که وقتی خیلی جوان بودم مرا زیر پر و بالش گرفت و به من کمک کرد تا از نظر شخصیتی و بازیگری شکل بگیرم . او از ما انتظارات زیادی را داشت . سالها با او بودم و به همین خاطر است که به او احساس دین می کنم چرا که به من کمک کرد تا از نظر شخصیتی و فوتبالیستی شکل بگیریم . تا این که در زمانی که 13 ، 14 ساله بودیم و رفتیم ...

در 14 سالگی به رئال مادرید پیوستی. از اولین بازی که پیراهن رئال مادرید را پوشیدی چه خاطراتی داری؟
من روز اول تمرین را در زمین تمرین قدیمی کاستیانا رو خوب به یاد دارم. من با ماشین پدرم به آنجا رسیدم هر چند گم شده بودیم و دیر به آنجا رسیدیم چون بطور خاصی از موتریل حرکت کردیم. برای ما این یک رویا بود برای این که تیم مورد علاقه ما همیشه رئال مادرید بود و من همیشه رویای بازی در تیم اصلی را در ذهنم داشتم. روی برچسب هایی که جمع می کردم و به آنها نگاه می کردم. پس این برایم بسیار پرمعنی است که پیراهنی را بپوشم که لوگویی دارد که با تمام وجود عاشق آن هستم...

آیا می توانی خوزه ماریا کایخون در آکادمی رئال مادرید را یادآوری کنی؟ هر بازی خاصی یا یک جلسه ی تمرین یا هر خاطره غیر قابل تکراری؟
من خیلی از بازی ها را به یاد دارم، خیلی از تورنمنت هایی که بردیم و من با گرانرو،آدان،لورا و ...هم تیمی بودم. هم چنین مدرسه آکادمی را هم به یاد دارم. خیلی خوب بود و ما آنجا درسمان را هم می خواندیم و و بسیاری از مردم را می دیدیم که من هنوز با بعضی از آنها در تماس هستم.

بهترین بازیکنی که در آکادمی رئال مادرید با او تقابل داشتی چه کسی بود ؟ مهم نیس که پایان خوشی داشته یا نه ، فقط یکی را بگو که خیلی خوب بود .
خیلی ها بودند . برخی ها فوق العاده بودند ، بهتر از من . اما شرایط و بدشانس گریبانگیرشان شد . اما بسیاری هم دوران خوشی داشتند . بسیاری بازیهای خوبی انجام می دانند و فکر می کردیم که بازیکن بزرگی می شوند اما زندگی بر وفق مرادشان پیش نرفت .

همیشه گفتی بازیکنی که بیشترین تغییر را در تو ایجاد کرد ، ایکر کاسیاس است.
برای من او یک مرجع است. او کاپیتان تیم ملی و باشگاهش است و بسیار متواضع است. او بسیار احساس مسئولیت می کند و بسیار پراحساس است. من به او توجه می کنم. من تلاش کردم تا از او خیلی یاد بگیرم. چون از شخصیت او خیلی خوشم می آید.

چگونه در اسپانیول رشد کردی؟
من پخته تر شدم و از نظر شخصیتی ، رشد کردم. من از پوچتینو خیلی چیزها یاد گرفتم . او به من خیلی کمک کرد. او در مورد فوتبال و همینطور زندگی بسیار می فهمد. او مرا بسیار کمک کرد. وقتی فقط 18 سال داری واقعا خیلی در مورد زندگی نمی فهمی. و بعد از آن من خیلی چیزها یاد گرفتم چون وقتی 21 یا 22 سال داری هنوز یک پسربچه ای... او خیلی چیزها را به من یاد داد و از او ممنونم.

وقتی گفتی چیزهای زیادی در مورد زندگیت به تو یاد داد ، منظورت چه بود ؟
او به من یاد داد که متواضع ، قابل احترام و منسجم باشم . اعتقاد دارم که روز به روز ، اوضاع فوق العاده تر می شوند . با تلاش روز مره . اعتقاد دارم که بدون این ها ، هیچ گاه به جایی نخواهم رسید . در هر جلسه تمرینی ، باید اعتقاد داشته باشی که آماده هستی . چه قرار است بازی کنی ، چه نه .به نظرم همین اعتقاد به من کمک کرد تا بازیهای زیادی را در اسپانیول در لالیگا انجام دهم و به سطحی که اکنون در آن قرار دارم ، برسم .

بعد از آن تو با خوزه مورینیو مواجه شدی و او هم خوزه کایخون را پسندید. این برای یک بازیکن چقدر معنی دارد که مربی ای مثل مورینیو این قدر روی تو اعتماد داشته باشد. او گفت که او تو را می خواسته....
باور نمی کردم. این یک رویاس بود که بهترین مربی جهان به تو اعتماد داشته باشد . این یک رویاست و باورش نمی کردم اما به تحقق پیوست . ولی صادقانه بگویم این بسیار فوق العاده است که باشگاه به من اعتماد دارد. من یک قرارداد 5 ساله دارم و از آکادمی هم هستم و در این کورس خواهم ماند و تا سر حد مرگ از این پیراهن دفاع خواهم کرد.باید در این مدت توانایی هایم را نشان دهم . از وقتی بچه بودم ، هوادار رئال مادرید بودم .

مورینیو برایت چه مفهومی دارد ؟
مورینیو بهترین مربی جهان است و شخصیتی بسیار خاص و صمیمی دارد. او به بازیکنان هم بسیار نزدیک است.او هر چیز را بسیار صریح و شفاف رو در رو به تو می گوید حتی اگر مفهوم مخفی داشته باشد. فکر می کنم از او چیزهای بسیاری می توان آموخت. رو در رویت خوبی ها و بدی ها را می گوید .

نظرت چیست که افراد زیادی از بیرون هستند که مورینیو را با آن دید نمی بینند ؟ آنها اعتقاد دارند که مورینیو خیلی سرد است ، چرا ؟!
چرا که نمی دانند که او چگونه است . نمی دانند که روز به روز کار می کند و فقط ، نوع کنفرانس های مطبوعاتی او را می بینند . او از این باشگاه تا سر حد مرگ دفاع می کند ، مثل همه ما . بازیکنان هم همین طور هستند . چرا که او را به طور روزمره نمی بینند و او را از نزدیک نمی شناسند . او یک فرد پر توقع است و کل روز را با ما سپری می کند . اشتباه است که مردم او را این گونه ببینند چرا که کاملا متفاوت است .

برگشتنت به رئال مادرید برایت چه مفهومی داشت؟
آرزویی بود که به تحقق پیوست. وقت این جا را وقتی 21 ساله بودم ترک کردم این آسان نبود چون من خیلی از بازیکنان را از سیستم جوانان دیده بودم که در تیم اصلی بازی کرده بودند. مانند گرانرو، نگردو و خاوی گارسیا. من از خودم پرسیدم که چرا نباید کنار آنها بازی کنم؟ اما زندگی همیشه بسیار مرموز است. من سه سال را در اسپانیول سپری کردم و ثابت کردم که مهم هستم. من از نظر شخصیتی و فوتبال بسیار پیشرفت کردم. سخت کوشی ام مرا خیلی کمک کرد تا الان اینجا باشم و حالا به این ، افتخار می کنم .

وقتی باشگاه را ترک می کردی فکر می کردی روزی برگردی؟
نه ، اگر راستش را بخوهید من به برگشتن فکر نمی کردم. من فکر می کردم مدت بسیار زیادی را در اسپانیول خواهم بود. آنجا واقعا یک باشگاه بود که اعضا بسیار باهم دوست بودند و همیشه مرا بسیار حمایت می کردند. من همیشه آنجا خوشحال بودم و حمایت هواداران، بازیکنان و کادر فنی را داشتم. وقتی موقعیت این پیش آمد که به رئال مادرید(بزرگترین باشگاه جهان) بیایم می دانستم که نمی توانم نه بگویم.

همانطور که می دانید رئال مادرید همیشه در اخبار هست .یک عکس یا یک جمله ی جنجالی که یک بازیکن یا مربی به زبان آورده همه و همه گزارش می شوند.الان می گویند که تیم خیلی با هم هم دل نیستند!
کسانی که این حرف ها را می زنند واقعا نمی دانند که بازیکنان و تیم چقدر برای موفقیت تشنه اند. ما مانند یک خانواده ایم. مثل آن که روی یک قایق هستیم و جلو می رویم و تا جایی که می توانیم به هم کمک می کنیم. این خیلی آسان است که ببینیم چه رابطه ی خوبی داریم وقتی در جلسه تمرین یا در زمین بازی برای مسابقه هستیم. هر کس متضاد این فکر می کند اشتباه بزرگی می کند.

این بهترین رختکنی است که در آن بوده ای ؟
بله ، بی تردید . من قبلا هم در رختکن های خوبی بودم با افراد محترمی که توصیه های زیادی می کردند ، اما ... اعتقاد دارم که این رختکن با افرادی که در آن است ، بهترین است .

واکنشت چه بود وقتی که شنیدی بر اساس ملیت ها ، در تیم باندهایی ایجاد شده است . برخی افراد هم این را باور می کنند ، به خصوص اگر در این جو نباشند .
این ، چرت و پرت است . درست است که ملیت های زیادی در رختکن هستند اما همه ما با هم خیلی هماهنگ هستیم . برخی ها زیاد اسپانیولی بلند نیستند اما به آنها کمک می کنیم تا ذره ذره بفهمند که چه می گوییم . شوخی هم می کنیم ... همان طور که قبلا گفتم هر کسی که این چیزها را می گوید ، با رختکن رئال مادرید آشنایی ندارد .

چه کسی تو را وقتی تازه به تیم برگشته بودی بیشتر کمک کرد؟ احتمالا موقع وارد شدن به رختکن بهترین تیم جهان خیلی دستپاچه بودی...
همه مرا کمک کردند ولی بطور خاص کسانی که از قبل می شناختم مانند آربلوا، کاسیاس، راموس، گرانرو و آدان بیشتر کمکم کردند. من با بعضی از آنها بازی کرده بودم و بعضی را از زمان تیم جوانان می شناسم. همه مرا کمک کردند و این باری من بسیار خوب بود. خیلی افتخار می کنم که الان اینجا هستم. هیچ شکایتی نسبت به این تیم ندارم و به جایی که در آن هستم افتخار می کنم.

رئال مادرید زمانی که یک بازی را نمی برد ، درست است که در حال خوبی نیست اما یک روز پس از بازی شرایط به حالت عادی بر می گردد تا روزها طبق روال عادی پیش بروند ...
طبعیتا هیچ کس دوست ندارد ببازد یا مساوی کند . رئال مادرید نیز همیشه به بردن فکر می کند اما هیچ گاه نمی توان نا امید شد . می دانیم که ما رئال مادرید هستیم و همیشه به دنبال بردن خواهیم بود . لالیگا امسال خیلی مشکل خواهد بود و می بینیم که تیمهای خوبی آماده مصاف با ما هستند ...

لالیگا دیگر دو قطبی نیست ...
نه ، آن طور که مردم می گویند نیست . ما هیچ گاه نا امید نمی شویم و باید آماده باشیم تا در هر بازی ، سه امتیاز را بگیریم .

فصل تازه شروع شده و راه زیادی هم در پیش است .
نمی توانیم شروع بدی داشته باشیم و بعد به قهرمانی فکر نکنیم . درست است که بد بودیم اما باید سعی کنیم در لالیگا و چمپیونزلیگ به روند بردهایمان ادامه دهیم . تمام تلاشمان را می کنیم تا در هر سه تورنمنت ، برد را کسب کنیم .

برای مادریدیستاهایی که تو را می بینند چه چیزی برای گفتن داری؟
رئال مادرید یک تیم فوق العاده متشکل از اعضایی با توانایی های منحصر بفرد است. کادر فنی ما عالی است و مطمئنا یکی از بهترین ها در جهان است. ما باید با تمام توانمان در هر زمانی برای دفاع از این لوگو به میدان برویم. ما برای بدست آوردن هر سه جام بیشترین توانمان را خواهیم گذاشت. اگر ما این کار را بکنیم لذت خواهیم برد ولی برای این که تماشاگران را شاد کرده ایم خیلی بیشتر لذت خواهیم برد.

برای مادریدیستاهایی که تو را می بینند چه چیزی برای گفتن داری؟
رئال مادرید یک تیم فوق العاده متشکل از اعضایی با توانایی های منحصر بفرد است. کادر فنی ما عالی است و مطمئنا یکی از بهترین ها در جهان است. ما باید با تمام توانمان در هر زمانی برای دفاع از این لوگو به میدان برویم. ما برای بدست آوردن هر سه جام بیشترین توانمان را خواهیم گذاشت. اگر ما این کار را بکنیم لذت خواهیم برد ولی برای این که تماشاگران را شاد کرده ایم خیلی بیشتر لذت خواهیم برد.

این یک رسم است که هر بازیکنی که به این برنامه می آید یک امضا در این جدول می زند، برای دست اندر کاران این برنامه و مخصوصا تمام مادریدیستاهایی که این برنامه را می بینند. ضمن این که امضا می کنی به ما بگو که آرزوهایت برای این فصل چیست؟ هم شخصی و هم حرفه ای
رویایم بی تردید کسب هر سه جام است . من به مادرید آمده ام تا هم به تیم کمک کنم و هم به عنوان یک بازیکن رشد کنم. من می خواهم که جام ها را با سخت کوشی و جنگندگی در در هر یک از مسابقات تا آخرین لحظه ببرم. ما می خواهیم که به هر چیز ممکنی دست پیدا کنیم. بطور شخصی من می خواهم هم به عنوان یک بازیکن و هم به عنوان یک اسنان رشد کنم. من می خواهم تا به کسب تجربه و بزرگ شدن ادامه دهم و از موقعیت های موجود در زندگی ام نهایت استفاده را ببرم. من می خواهم با بازی های خوب به همه مادریدیستاها ثابت کنم که لیاقت پوشیدن این پیراهن را دارم.

کریس:امسال بارسا را می بریم...


http://s2.picofile.com/file/7152080856/20111004dasdaiftb_6.jpg

یکی از نکات قابل توجه حضور مورینیو در مرکز معلولان ذهنی ناواس ده تولوزا ، زمانی رخ داد که آمادور ، پسری که جثه اش به بزرگی قلبش بود از ستاره پرتغالی سوالی پرسید :" ببین کریستیانو ، تو نامبر وان هستی ، بهتر از مسی . اما جواب من را بده . امسال بارسا را شکست می دهید ؟ " این بازیکن که یکی از نمادهای اصلی پروژه مورینیوست به این پسر نگاه کرد ، او را با بازوی راستش در بغل گرفت و گفت :" خیالت راحت ، امسال بارسا را شکست می دهیم . "

آمادور طوری خوشحال کرد که انگار بنزما یا هیگوائین در برنابئو گلزنی کرده اند . آن قدر خوشحال بود که تصمیم گرفت که لیدر برنامه شود و از 51 همکلاسی خود در این مرکز درخواستی داشته باشد :" حالا همه با هم سرود رئال مادرید را بخوانید " . شماره 7 رئال مادرید از تعصب این پسر ذوق زده شده بود و شروع به خواندن با او کرد . خورخه مندس ، وکیل ستاره پرتغالی می گوید :" هیچ گاه کریستیانو را این گونه ندیده بودم . او هم یک پسر بچه بزرگ است و در مورد این چیزها هیجان زده می شود . "
سرجراریو بلماسادا ، رئیس این مرکز ، هدایایی را به بازیکن پرتغالی از طریق دانش آموزان دید (هر چند که خود آنها هم نمی دانستند در این کادو ها چیست ) .
دیگر فرد خوش شانسی که توانست در طول این بازدید کریستیانو را سورپرایز کند ، سرپرست گروه موزیک معروف کامئو بود که رکورد دار فروش آلبوم تکنو در پانزده سال اخیر در اسپانیول بوده است . نام او دایونی بود که خودش هم افشا کرد رئال مادریدی است .



جدول لالیگا


رتبه تیم بازی امتیاز
1 بارسلونا
6 14
2 لوانته 6 14
3 رئال مادرید 6 13
4 مالاگا 6 13
5 والنسیا
6 13


جدول گلزنان

بازیکنباشگاهگل
مسی بارسلونا 8
رونالدو رئال مادرید 7
 فالکائو اتلتیکو مادرید 5
سولدادو والنسیا 5
هیگواین رئال مادرید 5






جدول پاس گل

بازیکن باشگاه پاس گل
مسی بارسلونا 5
فابرگاس بارسلونا 4
اوزیل رئال مادرید 4
کاکا رئال مادرید 4
رونالدو رئال مادرید 3


مورینیو:لوانته شایسته توجه است

            

خوزه مورینیو به تمجید از کار تیمی برابر اسپانیول در کورنیا پرداخت . مربی پرتغالی سپس به تصویر فردی هر بازیکن هم توجه داشت :" کارهای انفرادی هر کدام از بازیکنانم را دوست داشتم ، همین طور حریف طلبی آنها را . " 

مورینیو ادامه داد :" 0-4 حاصل 0-2 است . نتیجه دوم باعث اتمام بازی شد . آنها تلاش کردند ، ریسک کردند و بیشتر به ما فضا دادند . "
در این باره که تیمش یک امتیاز کمتر از بارسا دارد ، مربی پرتغالی گفت که توجهی به این قضیه ندارد و بهتر است که توجهات به لوانته ای باشد که به صدر جدول رسیده است :" یک امتیاز فقط یک امتیاز است ، نه ده تا . به همین علت نیازی نیست که زیاد نگران باشیم . حتی اگر من هم یک امتیاز جلو باشم ، یک امتیاز چیزی نیست . تیمی که لایق مورد توجه قرار گرفتن است لوانته است . جوان ترین است و پرستیژ خاصی هم ندارد اما شایستگی های زیادی دارد ."

رونالدو:شکستن رکورد هایم غیر ممکن نیست.

کریستیانو رونالدو در مراسم بهترین های مارکا در سال 2001 شرکت کرد تا جایزه بهترین گلزن را کسب کند . او در پاسخ به این سوال که آیا می تواند بیشتر از فصل قبل (40 گل) گزنی کند گفت :" در فوتبال هیچ چیز غیر ممکن نیست . هر چیزی می تواند شکسته شود . امیدوارم بهتر از این رکورد باشم . همچنین باید به خاطر رسیدن به این عنوان از هم تیمی هایم تشکر کنم . "

وی افزود " باید دید که در سالهای آتی چه اتفاقی می افتاد . هیچ چیز مشخص نیست . اگر کسی رکورد من را بشکند ، حتما استحقاقش را داشته است . " در مورد دو پاس گلی که برابر اسپانیول داشت نیز گفت :" پاسخ پاس گلهای هم تیمی ها را باید بدهم . این بخشی از کار من است . هم تیمی ها هم برای من این کار را می کنند . باید موفق شویم و من و تیم هم باید کمک کنیم . "
در مورد فصل گذشته گفت :" سال خوبی برای من بود . عنوان آقای گلی خیلی مهم است ."

هیگواین:فوق العاده بازی کردم.


گونزالو هیگوائین پس از هت تریکش برابر اسپانیول گفت :" بازی فوق العاده ای انجام دادم و از آن خیلی خوشحالم . خیلی سخت بود تا برگردم و به چنین بازی نیاز داشتم . "
در مورد پیک نیک تیمی اخیر و اتحاد تیمی نیز صحبت کرد :" باید تیم بمانیم و برای قهرمانی ها تلاش کنیم ."

گزارش تصویری اسپانیول - رئال مادرید

ادامه نوشته

گلها و لحظات حساس اسپانیول - رئال مادرید

ادامه نوشته

نمره دهی بازیکنان در بازی با اسپانیول

       

نگاهی به نمرات بازیکنان بعد از نمایش خوب شب گذشته برابر اسپانیول خواهیم داشت.
ایکر کاسیاس:(7.5)

کاپیتان رئال مادرید شب خوبی را سپری کرد،واکنش هایش بی نقص و شروع مجدد هایش عالی بودند،بازی ساده ای برای او نبود اما خوش درخشید.

مارسلو:(7)

همانند همیشه یک دفاع چپ خوب بود،هماهنگی او با رونالدو عالی است در حملات خوب کار میکرد.

آلبیول:(6.5)

نمایش خوبی داشت و چند موقعیت را از حریف گرفت،قطعا چنین بازیکنی فقط در رئال مادرید روی نیمکت می نشیند.

راموس:(6)

دفاع راست مادرید این بار در مرکز خط دفاع قرار گرفته بود و نمایش متوسط رو به خوبی داشت،اشتباه او در نیمه اول میتوانست کار را سخت کند که خوشبختانه کاسیاس مانع دریافت گل شد.

آربلوا:(7)

در حقیقت بهتر از راموس در بازی های اخیر بود،خوب دفاع کرد و بسیار خوب هم در کار های تهاجمی شرکت میکرد،پاس گل زیبایی برای هیگواین ارسال کرد که حاصلش گلی تماشایی بود.

کاکا:(7.5)

یک بازی خوب دیگر از کاکا،تقریبا در همه جای زمین حضور داشت و نشانه هایی از تکنیک آن کاکای  قدیمی را به نمایش گذاشت،روی گل اول دیدار حرکتش عالی بود.

آلونسو:(7)

باز هم نمایش خوبی داشت،در حقیقت مدافعان حریف باید جلوی پاس دادن های آلونسو را بگیرند اگر میخواهند رئال مادرید به گل نرسد.پاس های قطری خوبی ارسال کرد و در دفاع هم مارسلو را خوب پوشش میداد.

لاس:(7)

سورپرایز مورینیو در ترکیب آغازین بازی خوبی را به نمایش گذاشت،پاس های خوب و توپ گیری های زیادش کاملا در روند بازی تاثیر گذار بود و نشان داد که حقش نیست که به خاطر آن پاس بیش از این تنبیه شود.لاس نسبت به خدیرای جوان بازی رئال را هجومی تر میکند و البته سریع تر.

اوزیل:(6.5)

در نیمه نخست کاملا محو بود و دلیلش هم این بود که حضور کاکا در میانه او را به پست غیر تخصصی اش فرستاده بود و نمیتوانست بازی سازی کند اما در نیمه دوم مورینیو کمی به او آزادی عمل داد تا به بازی برگردد هر چند که دیگر خسته شده بود و کاری از دستش بر نیامد.

کریستیانو رونالدو:(8.5)

رونالدو بد شانس بود که در این بازی گل نزد،شوت سنگین او که به تیرک دروازه خورد فقط چاشنی شانس را کم داشت تا تبدیل به یکی از بهترین گل هاس سال شود.در ادامه هم پر تلاش بود،دو پاس گل به هم تیمی هاییش داد تا دیگر کسی خودخواه خطابش نکند.

گنزالو هیگواین:(9)

بسیار سخت کوش بود و حاصل آن هم سه گل بسیار زیبا شد.هر سه گل حاصل هوشمندی خود بازیکن بود و باید او را برای گل دومش تحسین کرد قطعا یک مهاجم کامل است.بازی زیبایش مورینیو را در آیند بر سر دوراهی سختی میگذارد که:هیگواین یا بنزما؟


خدیرا:(6)

برای دفاعی تر شدن ترکیب به میدان آمد و همچنین جلو گیری از اخراج احتمالی لاس دیارا و عملکردش خوب بود.

کایخون:(7)

در بدو ورودش حرکت خوبی داشت اما به ثمر ننشست و چند دقیقه بعد روی پاس رونالدو دروازه تیم سابقش را گشود.

گرانرو:(-)

فرصت زیادی نداشت و باید هم چنان بعد از لاس و خدیرا هافبک سوم تیم باشد.

رئال مادرید 4 اسپانیول 0__ال پیپتا مهار نشدنی

                        

رئال مادرید با یک برد خوب توانست که به رتبه سوم جدول لالیگا برسد تا نشان دهد که تیم ، در روند صحیحی قرار گرفته است .

ترکیب آغازین بازی بر خلاف پیش بینی ها ، بدون واران و خدیرا بود . در همان ابتدای کار ، کریستیانو صاحب یک توپ خوب شد که این موقعیت را از دست داد . بازی آرام و تحت کنترل رئال دنبال می شد و اسپانیول تنها به اشتباهات رئال بر روی ضد حملات دل بسته بود .
اما گل دقیقه 17 هیگوائین روی حرکت خوب کریستیانو باعث شد که خیال رئال مادرید تا حد زیادی راحت شود . رئال که فاقد په په و کاروالیو ، زوج اصلی خود در خط دفاع در این بازی بود ، ترجیح داد که در ادامه بازی ، بیشتر کار را کنترل کند و ریسک نکند . بازی تیم تا پایان نیمه اول بیشتر بر مبنای پاسهای کوتاه و تک ضرب میان بازیکنان بود . از طرفی دیگر اسپانیول نیز سعی می کرد که به معدود ضد حملات خود دل خوش کند که یک بار هم در دقیقه 36 توسط ثیوی و یک بار دیگر در دقیقه 41 توسط سرجیو گارسیا ، کاسیاس را به زحمت انداختند اما به هر حال بازی با نتیجه 1-0 به سود رئال در نیمه اول به اتمام رسید .
اولین موقعیت نیمه دوم در دقیقه 56 برای اسپانیول روی اشتباه مارسلو پدید آمد که در نهایت سرجیو گارسیا ، توپ را روانه اوت کرد . اسپانیول ، وایس را وارد زمین کرد تا کمی تحرکش بیشتر شود .
اما این هیگوائین فرصت طلب بود که در دقیقه 66 ، روی پاس عمقی خوب آربلوا با یک شوت فوق العاده دروازه حریف را گشود تا مشخص شود که چه مهاجم شش دانگی است . او با این که نسبت به بنزما ، تاثیر کمتری در بازی تیمی دارد اما نشان داد که چه مهاجم گلزنی است و از کوچکترین استفاده هایش می تواند بهترین بهره را ببرد که این امر ، به خصوص در بازیهای بزرگ ، برای تیم خیلی مفید خواهد بود .
در ادامه ، فشار حملات اسپانیول با حمایت هوادارانش بیشتر و بیشتر شد و رئال مادرید نیز با ورود خدیرا و کایخون ، بیشتر به ضد حملات دل بست ، تاکتیکی که در آن ، بیشترین تبحر را دارد که اتفاقات نتیجه هم داد و در دقیقه 81 ، کریستیانو با فرار عالی خود ، باعث شد که کایخون هم پایش به گلزنی باز شود . اما این پایان کار نبود و اشتباه مدافعان اسپانیول در پاسکاری با یکدیگر موجب شد که هیگوائین با آلوارز تک به تک شود و با یک ضربه چیپ ، هت تریکش را تکمیل کند .

اسپانیول 0-4 رئال مادرید
گلها : هیگوائین (3) و کایخون
بازیکنان رئال : کاسیاس ، آربلوا ، راموس ، آلبیول ، مارسلو ، ژابی ، لاس ، اوزیل ، کاکا و رونالدو / تعویضی ها : گرانرو ، کایخون و خدیرا
بازیکنان اسپانیول : آلوارز ، لوپز ، فورلین ، مورنو ، دیداچ ، بائنا ، مارکز ، ثیوی ، وردو ، روماریچ ، گارسیا / تعویضی ها : وایس ، داتولو و آلفونسو
استادیوم : کورنیا ال پرات
داور : فرناندو تیکسیرا ویتینس
کارت زرد : لاس دیارا از رئال و ثیوی ، لوپز ، وایس و روماریچ از اسپانیول
آمار بازی :
شوت : 12-13 / شوت به چارچوب : 5-9 / کرنر : 9-5 / آفساید : 2-3 / خطا : 24-5 / اوت : 17-14 / مالکیت توپ : 47-53

تنوع سبک فوتبال رئال مادرید

پس از دیدن گل اول رئال مادرید به آژاکس ، فقط یک چیز می توان گفت : ضد حمله معجزه آسا . یک حرکت خیره کننده و یک گل عالی . این رئال مادریدی است که توسط مورینیو ساخته شده و انگلیسی تر از همیشه است .
در هفته های اخیر ، دو تیم متفاوت دیده شده است . بازیکنان و سیستم ها یکسان بوده اند اما جدیت تیم متفاوت بود . در برابر لوانته و راسینگ ، تیم فکر می کرد نیازی نیست صد در صد باشد تا برنده شود . شاید این شباهت رئال مادرید با تیمهای لیگ انگلیس باشد . یک بازی سریع در حملات و با دفاعی منسجم .
رئال مادرید در پست ساخت بازیش ، فرد باهوشی نظیر ژابی آلونسو دارد . همین باعث می شود که تنوع تاکتیکی تیم بیشتر شود . رئال مادرید در برابر آژاکس در یک بازی ، سه گل به سه سبک کاملا متفاوت به ثمر رساند تا بازیش جذاب و تماشایی باشد .
در نقطه مقابل بارسلونایی قرار دارد که به جز متر های پایانی که به دروازه حریف نزدیک می شود ، یک تیم خسته کننده است . توپ را لمس می کنند و لمس می کنند و در نهایت آن را به مسی می رسانند تا کاری برایش بکند .
همچنین یک نکته هم قابل توجه است . با این که برخی می گویند تیم ملی اسپانیا از سبک بارسا پیروی می کند ، اما واقعیت این است که بهترین بازی این تیم در یورو 2008 با حضور افرادی نظیر داوید سیلوا بود . بارسایی ها فکر می کنند خودشان فوتبال را اختراع کرده اند اما اشتباه می کنند .
دیگو وارگاس

5رئالی همیشگی در لیست دل بوسکه

        

ویسنته دل بوسکه لیست تیمش را برای بازی برابر اسکاتلند و جمهوری چک در راه یورو 2012 اعلام کرد که پنج بازیکن همیشگی رئال یعنی کاسیاس ، آربلوا ، آلبیول ، ژابی و راموس در آن هستند . 
آلبیول و آربلوا با این که فعلا زیاد در تیم مورینیو بازی نمی کنند باز هم مورد اعتماد دل بوسکه هستند . همچنین مهمترین نکته لیست ، حضور خوردی آلبا از والنسیاست که می تواند اولین بازی ملی خود را انجام دهد .
پیکه و پویول هم پس از ریکاوری از مصدومیت هایشان به لیست برگشته اند اما اینیستا باز هم غایب خواهد بود .
لیست بدین شرح است :
دروازه بان ها : کاسیاس ، رینا ، والدس
مدافعان : آربلوا ، سرجیو راموس ، پویول ، پیکه ، آلبیول و خوردی آلبا
هافبک ها : ژابی ، بوسکتز ، کاسورلا ، تیاگو ، ژاوی ، خاوی مارتینز و سسک فابرگاس
مهاجمان : ویا ، سیلوا ، یورنته ، تورس ، پدرو ، نگردو و ماتا

رئال مادرید مورینیو صاحب بهترین میانگین گلزنی تاریخ

     

تیم مورینیو به همان اندازه به کارهای تدافعی اهمیت می دهد که به کارهای تهاجمی می دهد . رئال مادرید تا کنون بهترین میانگین گلزنی تاریخ لالیگا را با 2.74 گل در هر بازی داشته است . در کمتر از یک سال ، مربی پرتغالی از میانگیت تیم پپ با 2.68 گل در هر بازی بالا زده است .
به گزارش مارکا در روز شنبه ، تیم مورینیو ، باز میانگین تیم ویالونگا بین سالهای 1954 تا 1957 با 2.56 گل در هر بازی توسط دی استفانو ، خنتو و مولونی هم بالا زده است .
آن تیم توانسته بود دو قهرمانی لیگ ، دو جام باشگاه های اروپا و دو جام تیمهای لاتین یوفا را ببرد .

کلیپ کاسیاس و آربلوآ

به لطف شبکه های اجتماعی ، هواداران فوتبال می توانند به اسطوره هایشان نزدیک تر باشند . این بار نوبت سرجیو راموس است که در اینترنت ، ویدئویی را از تمرینات روز جمعه منتشر کند که در آن ایکر کاسیاس و آلوارو آربلوا با هم تست سرعت در 35 متر را می دهند که البته مدافع اهل سالامانکا برنده می شود .

Click to download in FLV format (1.58MB)

واران و 3 بازی بدون حتی یک خطا

یکی از مهمترین نکاتی که می توان از آمار واران فهمید ، این است که در سه بازی فیکس خود ، یکی در چمپیونزلیگ و دو تا در لالیگا ، حتی یک خطا هم نکرده است . رکورد فوق العاده ای که به طور مثال برای درکش می توان توجه کرد که کریستیانو تا کنون فقط شش خطا کرده است ، صفر خطا برای یک مدافع آمار شگفت انگیزی به نظر می رسد .
بازیکن جوان با این که سن و سالی ندارد اما بسیار پر تجربه و پخته به نظر می رسد . نه تنها حس خوبی از خود ساطع کرده ، بلکه فشارها را هم کاسته است . او با اعتماد به نفس بی نظیری بازی می کند تا برچسب آقای پاک رویش بخورد . به همین علت که هیچ خطایی نکرده ، طبیعتا هیچ کارت زردی هم نگرفته است .
یکی از دلایلی که این مدافع جوان خطا نمی کند ، فیزیک بدنی خارق العاده اش است . قدرت بدنی خوبش باعث می شود که در کارهای هوایی خوب باشد و بتواند جایگیری های خوبی هم داشته باشد .
واران مدافع بی سر و صدایی است . کارش را آرام پیش می برد اما در بازی هم در کارهای تهاجمی و هم در کارهای تدافعی نقش زیادی دارد . در سه بازی که حضور داشته ، 18 بار توپ ربایی کرد ، 14 حمله حریف را متوقف کرده و در 37 حرکت نقش داشته است . آماری که از نظر تدافعی فوق العاده به نظر می رسد .
اما از نظر بازی تهاجمی هم در بازی با رایو که گل زد تنها کارش نبود . او در بازیسازی هم نقش زیادی دارد . در 115 حرفت تهاجمی نقش داشته و از 159 پاسی که داده فقط 13 تایش اشتباه بوده است .
یکی دیگر از ویژگی های خوب واران ، بازیخوانی است . قد و قامتش باعث می شود که بهترین واکنش را داشته باشد . در بازی با رایو ، از توپهای مرده موقعیت ساخت . قدش باعث می شود که نقش مهمی در بازی ایجاد کند.