مصاحبه مفصل کایخون با رئال مادرید تی وی

خوزه کایخون ، بازیکن اهل موتریل رئال مادرید ، یکی از میهمانان هفتگی رئال مادرید تی وی در برنامه ای تحت عنوان "کایخون واقعی " بود .

آهنگ انتخابی تو برای آغاز مصاحبه ،Háblame از "مالو" است. عصر بخیر و به رئال مادرید تی وی خوش آمدی.
عصر بخیر. مرسی!

به نظرم بهتر است مصاحبه را با صحبت کردن در مورد مدل موهای تو شروع کنیم. من هرگز موهایی به این پرپشتی ندیده بودم!البته این یک شروع خیلی غیر مرسوم برای شروع مصاحبه است ...
بله ، درست است که برخی افراد به موهای من حسادت می کنند ...

خب ، چرا این آهنگ را برای شروع مصاحبه انتخاب کردی ؟
آن را دوست دارم چرا که مرا یاد زمانی می اندازم که شریکم ، مارتا را ملاقات کردم . ما به این آهنگ زیاد گوش می دادیم و خاطرات زیادی را به یادم می آورد .

کمتر زوجی پیدا می شود که ترانه محبوبی داشته باشد . تو واقعا موسیقی اسپانیایی را دوست داری ، به خصوص فلامنگو ، ال باریو ، کامارون و ...
بله مانند بیشتر آندلوسی ها من هم از فلامنکو خوشم می آید. ال باریو ، خواننده محبوبم از محل تولدم است. من کامارون را هم دوست دارم ولی مالو را انتخاب می کنم چون مرا خیلی یاد شریکم می اندازد.

تو از موتریل هستی و همیشه به این افتخار کرده ای و این قابل توجه است .
بله، موتریل و تمام آندلوس برای من خاص هستند. این برای من افتخار بزرگی است. من آنجا به دنیا آمدم. من واقعا منطقه ام را می شناسم و خود را یک آندلوسی اصیل می دانم. مردم همیشه می گویند که آندولسی ها به هنر و شوخ طبعیشان شناخته می شوند و این درست است. در رختکن ما آندلوسی هایی مثل سرخیو راموس را داریم و واقعا او را می شناسم و به او احترام قائلم. ما با هم خیلی خوب هستیم به عنوان دوستان آندلوسی... همین قضیه باعث می شود که کمی متفاوت باشیم .

پس چون شما یک آندلوسی هستید به هنر اهمیت زیادی می دهی اما کلا خیلی شوخ و بذله گو هم به نظر می رسی. آیا خوزه کایخون یک هنرمند است؟ یا بیشتر یک کمدین است؟
خب...

یا هر دوی آنها؟
بله من از هر دو چشمه هایی دارم. من بطور خاص یک شخص هنرمند نیستم ولی انسان شادی هستم . من حس شوخ طبعی خوبی دارم و همیشه روحیه خوبی دارم چرا که فکر می کنم شاد بودن در زنگی مهم است

موتریل، زادگاهت چگونه بود؟
من از ناحیه ی کایخون هستم ولی فامیلی ام ربطی به آن ندارد. من با برادرم در بیرون بازی می کردم. ما دوقلوییم و او برای من بیش از یک برادر ارزش دارد.او همیشه مرا حمایت کرده است. هم چنین در خانه ی مادربزرگم باغچه ای بود که دو درخت داشت که ما از آن به عنوان دروازه استفاده می کردیم. من با آنتونیو و خوانمی پسرعمویم آنجا بازی می کردیم. کودکی شادی را داشتیم. آن دوران یکی از بهترین دوران زندگی ام بودند و آن لحظات را کاملا با برادرم تقسیم کرده ام. او یک برادر فوق العاده و بهترین دوستم بود. من واقعا به او ارزش قائلم و ما هر چیزی که در زندگیمان اتفاق می افتد را به هم می گوییم. فکر می کنم او یک شخص خارق العاده است. داشتن یک برادر دوقلو ، فوق العاده است .

توضیح بده که محله کایخون ها چطور بود ؟
خانه ی ما یک خانه ی معمولی بود که ایوان داشت و پله هایی داشت که به محله ای می خورد که همه عاشق فوتبال بودند. من و برادرم همیشه در حال بازی کردن بودیم. پدرم یک هوادار فوتبال واقعی بود و من وقتی 5 سال داشتم شروع به بازی کردن در یک تیم محلی در محله مادربزرگم کردم. پله پله من رشد کردم و به موتریل پیوستم. به اندازه کافی خوش شانس بودم که فوتبالم را ادامه بدهم.

اگر اشتباه نکنم والدینت هنوز هم در همان خانه زندگی می کنند. اتاق خوزه کایخون جوان چگونه بود؟
اتاق خواب من پر از پوستر های بازیکنان فوتبال بود. من هم چنین برچسب های فوتبال را هم جمع کرده بودم...

برچسب های کدام بازیکنان؟
خیلی! فیگو، رونالدو.... خیلی از بازیکنان که وقتی کوچک بودیم می خواستیم مثل آنها شویم ، چرا که همیشه بازیشان را می بینیم. من تصاویر خیلی از بازیکنان و چیزهای دیگری داشتم ولی بالاتر از همه ی آنها به فوتبال و ورزش بیشتر از همه آنها علاقه داشتم.

اگر فرض کنی پسری هستی که به آن اتاق برگشتی تو چه آرزوهایی داری!؟
من واقعا می خواستم فوتبالیست شوم. من روی آن از بچگی مطمئن بودم. وقتی یک بچه ی 6 ساله بودم تنها فوتبال را دوست داشتم و به این راه فکر می کردم. من و برادرم بازی کردن را خیلی زود شروع کردیم. فوتبال چیزی بود که ما را به هیجان وا می داشت و پله پله جلوتر آمدیم، و من خیلی خوش شانس هستم که امروز اینجا هستم.

تو همیشه از برادرت و با هم بازی کردنتان حرف میزنی ولی من می خواهم درباره گروه دوستانت یعنی خاوی، رائول و کارلوس و... بیشتر حرف بزنی...
بهترین دوستانم بودند ما وقتی خیلی کوچک بودیم در یک تیم بازی می کردیم. خاوی، رائول، کارلوس و ... ما با هم همیشه رفقای خوبی بودیم تا کنون. خاوی در مادرید زندگی می کند و ما هم دیگر را زیاد می بینیم. وقتی به موتریل یا گرانادا می روم رائول و کارلوس را هم می بینم. رائول و کارلوس را می بینم و با هم برای نوشیدنی به بیرون می رویم. آنها همیشه برای من جایگاه ویژه ای دارند و خواهند داشت.

این خیلی مشکل است که درباره ی زندگی افرادی حرف بزنیم که راه متفاوتی را پیموده اند. تو یک فوتبالیست حرفه ای هستی و نسبت به دوستانت مزیت های بسیاری داری. آنها الان چه می کنند؟
درس می خوانند.

گفتن این حرف سخت است که دوستان تو الان زندگی معمولی ای دارند ولی برای مثال تو فردا در لیگ قهرمانان با رئال مادرید هستی؟ یا باید همه ی تیم ها را ببرید؟ آیا این برای شما سخت است؟
بله، تا حدودی. ولی آنها همگی مشتاقند درباره آن چه برای من رخ می دهد. شاید دوستانم مثل من خوش شانس نبودند و شاید تا این جا نرسیده باشند ولی آنها مرا بسیار خوب می فهمند و واقعا حمایتم می کنند. وقتی به آنها گفتم که به رئال مادرید پیوسته ام یا درباره مسابقه لیگ قهرمانان با آنها صحبت می کنم آنها مرا درک می کنند. آنها برای من آرزوی موفقیت داشته اند و آنها خوشحالند که من و برادرم به این جا رسیده ایم.

پس هنوز تماست را با آنها از دست نداده ای .
خیر . این که انسان متواضعی باشی و به بقیه احترام بگذاری بسیار مهم است. معتقدم که دوستان یکی از مهمترین بخش های زندگی اند، مانند والدین یا خانواده ات. پس هیچ گاه نباید دوستان خود را از دست بدهی چرا که خیلی از من حمایت می کنند .

هیچ کدام از آنها در فوتبال از تو بهتر بودند ؟
خب ...

یعنی بهتر از بقیه بودی ؟
همیشه گفته می شدکه برادران کایخون یک چیز استثنایی دارند که دیگران ندارند.از هر کدام از دوستانم که بپرسید این را می گویند . اما آنها هم خوب بودند و تیم خوبی داشتیم که تقریبا همه چیز را می بردیم .

با فوتسال شروع کردی ؟
بله من فوتسالیست بودم. قبل از فوتبال 11 نفره فوتبال 7 نفره را هم تجربه کرده بودم.

تو از خانواده ای می آیی که همگی مادریدیسمو هستند، و پدرت هم بازیکن حرفه ای بوده است....
پدرم در موتریل کاپیتان بود و این دلیل بود که من و برادرم را به سمت فوتبال هل می داد . وقتی کوچک بودیم او در یک تیم محلی بازی می کرد و من یادم است که یکشنبه ها ساعت 8 یا 9 صبح بازی می کرد. یادم است من و برادرم نیم ساعت قبل از بازی پدرم می رفتیم تا بازی او را ببینیم. قبل از این که او بازی کند من و برادرم به زمین می رفتیم و کمی با توپ بازی می کردیم!

بهترین توصیه پدرت برای تو چه بود ؟
بهترین نصیحتی که او به من داشت این بود که همیشه باید متواضع بود تا همه در زندگی و در فوتبال به تو احترام بگذارند. و در جلسات تمرینی باید طوری عمل کنی که انگار در حین بازی هستی .. اگر هر روز کار کنی در آینده مزد تلاشت را خواهی گرفت.

این بسیار واضح است که تو خیلی به خانواده ات وابسته ای، پس بیا نگاهی به خانواده ات بیندازیم، و با والدینت خوزه ماریا و انکارنی آن را شروع کنیم. اگر اشتباه نکنم آنها در یک غرفه میوه فروشی در موتریل مارکت کار می کردند. در مورد آن دو و میوه فروشی شان بیشتر بگو....
برای من و برادرم خیلی خاص هستند. میوه فروشی ما در موتریل مارکت خیلی خاص بود. از بچگی من و برادرم خیلی توسط آنها حمایت شدیم، آنها خیلی زود به محل کارشان می رفتند....

چه زمانی؟
6 یا7 صبح. برای این که آنها باید می رفتند و میوه می خریدند تا میوه فروشی را آماده کنند.آنها فقط صبح و تا 2 بعد از ضهر کار می کردند. آنها هنوز میوه می فروشند و هنوز آنها بسیار برای من خاص و دوست داشتنی اند. آنها مرا رشد دادند و به مادرید آوردند، وقتی که 14 ساله بودم. آنها آخر هفته ها به مادرید می آمدند تا بازی های من و برادرم در هر مسابقات و در هر رده سنی ای ببینند. من همیشه به داشتن آنها افتخار می کنم و همیشه از آنها بخاطر حمایت هایشان ممنونم.

پس به پدری که میوه فروش بود افتخار می کنی....
این چیزی است که گفتم و همیشه هم خواهم گفت. هر کاری ارزش و مزد خودش را دارد، چه میوه فروش و چه یک سازنده ی ساختمان و یا هر شغل سختی ها و اهمیت خاص خودش را دارند و و مزد تلاش خود را خواهند گرفت

از میوه فروشی چه چیزی به یاد داری؟ تو گفتی در میوه فروشی کمک هم می کردی... تو و برادرت آن جا چه کار می کردید؟
ما باید صبح ها به مدرسه می رفتیم ولی قبل از آن آنجا می رفتیم؛ مادرم آنجا به ما کمی میوه برای زنگ تفریح می داد. ما همیشه از طرفداران پر و پا قرص میوه بودیم. وقتی مدرسه تمام می شد ما باید به میوه فروشی می رفتیم و صبر می کردیم تا کار والدینمان در میوه فروشی تمام شود. ما همیشه تلاش می کردیم کمی هم به آنها کمک کنیم. و وقتی کار آنها تمام می شد با هم به خانه می رفتیم و ناهار می خوردیم.

باید خیلی افتخار کنند که به رویات برای بازگشت به خانه ات ، رئال مادرید ، به عنوان یک بازیکن مهم رسیدی . به تو چه گفتند ؟
بله. آنها خیلی هیجان زده شدند و در واقع این رویایی برای آنهاست که به تحقق پیوسته است. آنها می خواستند پسرانشان برای زندگیشان بهترین ها را داشته باشند. ما در راه درستی قرار داریم و به قسمتی از آرزوهایمان رسیده ایم. الان ما باید به کار کردن و جنگیدن ادامه دهیم تا والدینمان به داشتن ما و کارهایی که کرده ایم افتخار کنند.

مادرت چطور؟ همیشه این گونه است که پدر شما را تشویق به فوتبال می کند ولی مادرها نگران وضعیت تحصیل هستند. مادرتان در مورد شما چگونه بود؟
مادرم همیشه انتقاد می کرد و می گفت که همیشه به این تکیه نکنید که فوتبالتان حتما به سرانجام خوبی خواهد رسید ولی والدینمان با هم تفاهم داشتند. البته مادرم هم تا حدودی راست می گفت. در هر لحظه ای رویای فوتبالیست شدن می توانست تمام شود مثلا با یک مصدومیت جدی. ولی هم زمان ما به درس خواندنمان هم توجه داشتیم. و هر دو را به نحو احسن انجام می دادیم. ولی پدرم دید متضادی داشت. او همیشه مطمئن بود که پسرانش فوتبالیست های خوبی می شوند بر خلاف خودش که آن را به خوبی به پایان نرساند. ما روی فوتبال تمرکز داشتیم چون فکر می کردیم برای آن ساخته شده ایم و در آن موفق خواهیم بود... الان هم موفق هستیم.

به تو می گویم که با مهارت هایت ، در میوه فروشی خیلی موفق می شدی . می توانستی به من چهار کیلو هلو ، حتی کالش را بفروشی .
شک نکنید .
دیگر فرد مهم در زندگیت ، خوانمی بود .
برای من ، برادرم یک فرد بسیار خاص است . او برادرم ، بهترین دوستم و همه چیز زندگیم است . وقتی بچه بودم ، همیشه با او بودم . در مدرسه ، فوتبال و لحظات خوب بود . کل زندگی ما با هم بود که زمان زیادی است و وقتی مادرید را ترک کردیم و او به مایورکا رفت و من به اسپانیول ، خیلی اذیت شدیم چرا که این یک تغییر بزرگ در زندگی های ما بود چرا که هر کدام از ما ، به راه جدایی رفت . اما با هم در تماس بودیم . اغلب صحبت می کردیم و تردیدی ندارم که برادرم ، بهترین چیزی است که در زندگیم داشته ام .

جدایی از او برایت خیلی مشکل بود ؟ با هم در مدرسه و خانه بودید و سپس ناگهان فوتبال ، یکی را به بارسلونا برد و دیگری را به مایورکا .
بله ، مشکل بود . چرا که وقتی موتریل را به مقصد مادرید ترک کردیم ، چهارده سال داشتیم . به مدرسه سک رفتیم و سپس همه چیزمان با هم بود . کل روز را با هم می گذراندیم و وقتی 18 ساله شدیم ، سنی که باید از مدرسه بیرون می رفتیم ، به یک آپارتمان با هم رفتیم . ما در چیزهای دیگری هم با یکدیگر سهیم بود . جیزهایی که زیبا و فوق العاده بودند . واقعیت این است ناچار بودن به جدایی از برادرت .. خب ، برای ما خیلی سخت بود چرا که او یک برادر عادی نبود که سن متفاوتی داشته باشد . ما دو قلو بودیم که خیلی خاص و احساسی تر از روابط معمول بود .

کدام شوخیتان را فراموش نمی کنی؟
خب ، در مدرسه کارهایی انجام می دادیم . وقتی بچه تر بودیم مشابه تر ، در طول امتحانات ، معلم ها را دست می انداختیم .

چطور ؟
امتحان هایمان را با هم عوض می کردیم یا مثلا زمانی که معلم ، حضور و غیاب می کرد ، خوزه را صدا می زد و برادرم می گفت :" حاضر ! " از این جور کارها . اما فقط شوخی می کردیم و قصد اذیت کردن کسی را نداشتیم .

وقتی بچه بودید ، زود غدا می خوردید تا به فوتبال برسید ؟
بله ، چون که می خواستیم فوتبال بازی کنیم . هر دقیقه فرصتی که برای بازی داشتیم فوق العاده بود . این بخش ، محبوب ترین و خوشحال ترین بخش روز ما بود .

به من گفته اند که دانش آموز بدی نبودی اما در ریاضی زیاد خوب نبودی .
بله ، بله . هم برادرم و هم من ، دانش آموزان خوبی بودیم اما در ریاضیات افتضاح بودیم .

بچه های شیطانی بودید ؟
بله

از کاروالیو پرسیدم و او گفت که وقت شناس و خجالتی بوده است ... او در سن هشت سالگی مثل حالا که 33 سالش است ، بوده است .
خب ، شاید به این خاطر بوده که کمی تنها بوده است اما برادرم و من خیلی شیطنت می کردیم و بچه های واقعا بدی بودیم .

گفتی که رفتن به بارسلونا در حالی که برادرت به مایورکا رفت برایت خیلی سخت بوده است . حالا هم لحظات سختی باید داشته باشید چرا که تو در سطح حرفه ای بالاتری از او هستی ..
بله ، اما او را بازیکن فوق العاده ای می دانم .

او اکنون در هرکولس است .
بله ، نه به خاطر این که برادر من است بلکه به خاطر این که توانایی هایش را نشان داده و بیشتر هم نشان خواهد داد . به نظرم دوران خوبی در انتظارش است . او بی تاب این فصلش در آلیکانته با هرکولس است و با او ، هر روز صحبت می کنم . به او روحیه می دهم ، همین طور از او روحیه می گیرم . او هیچ گاه نا امید نمی شود و همیشه او را تشویق می کنم تا روز به روز بهتر شود .

تو به خوانمی خیلی کمک می کنی اما آیا او هم به تو کمک می کند ؟ چه کسی است که مثلا زنگ بزند و بگوید خوزه ، دیروز خوب نبودی ، باید فلان مدل باشی ...
پدرم این کار را می کند چرا که من و سبک بازیم را خوب می شناسد و همیشه می داند که چه زمانی خوب یا بد بازی می کنم . وقتی بد بازی می کنم ، او به من می گوید و برادرم هم انتظارات زیادی از من دارد . وقتی خوب باشم به من می گوید و وقتی بد باشد می گوید چطور اشتباهاتم را تصحیح کنم . من از آن دست بازیکنانی هستم که هرگز نا امید نمی شوم و وقتی شرایط به نفعم نیست سعی می کنم که توجهم را بیشتر کنم .

جدا از همه شیطنت ها ِ یک فرد دیگری هست . یک فرد باهوش که تعادل ایجاد می کند . خواهرت ، ونسا.
بله ، اما سخت بود که بتواند در کودکی از ما مراقبت کند چرا که ما شیطان بودیم و این کمی بد بود . اما تاتا که این گونه صدایش می کنیم ، همیشه در کنار ما بود و به ما کمک می کرد . او برای ما خیلی مهم بود . او توصیه های زیادی به ما می کند ، چه وقتی کوچک تر بودیم و چه حالا و انتظارات زیادی هم از ما دارد و از او خیلی ممنونیم .

و تاتا برایت چه مفهومی دارد ؟
او مثل مادر دوم من بود . وقتی جوان تر بودیم ، مادرم خیلی مشغول میوه فروشی بود و به طور مثال ، صبح ها نمی توانست برای ما صبحانه درست کند و تاتا این کار را می کرد . همیشه ساندویچ های من را درست می کرد و برای من ، خواهرم ، تاتای من ، مثل مادر دوم من است .
فرد مورد اعتمادت هم بود . برای یک پسر خیلی کم پیش می آید که به خواهرش اعتماد کند ؟
نه ، ما همیشه اعتماد زیادی به او داشتیم . حتی وقتی که کوچک بودیم و حالا که بزرگ تر شده ایم نیز همین طور است و به او ، همین احساس را داریم . او همیشه اعتماد زیادی به ما داشت و چیزهای زیادی را به او می گفتیم و همانطور که قبلا گفتم ، همیشه در کنار ما بود ، مثل یک مادر دوم . مسائلمان را به او می گفتیم چرا که می دانستیم که همیشه به ما کمک می کند .

خواهر زاده ات ، دانیلا چطور ؟ وقتی اسمش را می آوریم چهره ات عوض می شود ؟
او زیباست ، قوق العاده است . وقتی متولد شد همه خوشحال بودیم . نه تنها من ، بلکه کل فامیل . خواهرم عکسها و ویدئوهایش را هر روز برایم می فرستد چرا که به علت کارم نمی توانم نزدیک او باشم .

در موتریل زندگی می کنند.
بله . و وقتی که برای کاری بیرون می روند ، مثل رفتن به ساحل ، کلیپ هایشان را برایم می فرستند . یکی از این کلیپ ها مربوط به زمانی است که یاد گرفت اسم من را بگوید ، خوزه . برایم خیلی خاص است که چطور اسم من را یاد گرفت و من را دایی صدا می زند .

فقط دو سال دارد اما تلفنی به تو کلماتی نظیر "دایی ، گل " را می گوید .
این کلمات ، اولین کلماتی هستند که یاد گرفته است چرا که از زمان حضورم در اسپانیول بازیهایم را می دید و آنها من را در تلویزیون به او نشان می دادند و می گفتند :" دایی ، دایی ، گل ! " برای من ، این خیلی خاص است .

حالا که بحث از افراد مهم شد ، در اول مصاحبه در مورد ترانه Háblame و شخصی به نام مارتا حرف زدیم . او وارد زندگیت شد ، آینده ات را عوض کرد و شاید بدون او به این جا نمی رسیدی .
بله ، برای من خیلی خاص است . در یک لحظه خیلی مهم به زندگی من آمد و مرا خیلی پخته تر کرد و ما را با متانت ، پختگی و ادبش ، آماده تر کرد . او همیشه در کنارم بوده است ، در لحظات خوب بود . دخترش ، پائولا ، مثل دختر من است . او را همچون خودم می دانم و زندگی را همچون دیگر خانواده ها می گذرانیم . من خیلی خوشحال هستم و آینده ای مملو از نشاط و امید را می بینم و واقعیت این است که به او خیلی مدیونم .

انگار خیلی دوستش داری ؟
در ترانه ای که پخش شد هم معلوم بود . آن را برای او انتخاب کردم . در لحظات خوبی در حال حاضر هستم و اعتقاد دارم که او زندگیم را عوض کرده است .

وقتی که در مورد چنین فردی صحبت می کنی ، معلوم است که برایش احترام زیادی قائلی . او چه چیزی را در زندگیت عوض کرد ؟
او مرا کامل کرد . همان طور که قبلا گفتم به من امید زیاد ، پختگی زیاد و نشاط زیاد داد . حالا آینده را با نشاط بیشتر می بینم چرا که می دانم که شرایط به نفعم خواهد بود و به خودم اعتماد بیشتری دارم . او باعث شد که چیزها را کاملا متفاوت ببینم . کاملا متفاوت ار برادر یا پدرم . او خیلی رو راست و پخته است ، خیلی هم خاص است .

خوب است که یک نفر مستقیما به تو خوبی ها و بدی هایت را بگویی . این را می گویم چرا که در بسیاری از موارد ، فوتبالی ها توسط افرادی احاطه شده اند که فقط خوبی هایشان را به آنها می گویند و افراد کمی هستند که چیزهای بدی که باید گفته شود را می گویند .
به نظرم هیچ گاه نیازی به گفتن چیزهای خوب نیس اما همیشه نیاز است تا بدی ها گوشزد شود تا تصحیح شوند یا تغییر پیدا کنند . در مورد خوبی ها که خودت هم می دانی خوب بوده ای اما در مورد بدی ها ، اگر به تو گفته نشود ، نمی توانی تصحیحشان کنی . به نظرم باید از بدی ها درس گرفت و اگر کار خوبی انجام دهیم هم باید تلاش کنیم تا به آن ادامه دهیم .

می دانم که اهل لباس شستن نیستی ، اما خب غذا می پزی ؟
بله ، خیلی خوب .

منظور دقیقت چیست ؟ یعنی این که می توانی یک روز برای کل ترکیب رئال مادرید غذا آماده کنی ؟
خب نمی دانم که برای آن تعداد نفرات می توانم یا نه اما در خانه خیلی خوب غذا می پزم . مارتا خیلی سختگیر است که چه بخوریم ، همیشه در خانه خیلی خوب م خوریم .

غذای سرآشپز تو چیست ؟
غذای سرآشپز من ؟

غذای مخصوصی که خیلی خوب درست می کنی ...
پاستا و برنج درست کردن را دوست دارم ... یک خاطره از زمان حضور خودم و برادرم در مادرید دارم . ما پائیا درست کردیم و عالی شده بود .

واقعا ؟
بله ، بله . نمی دانستیم که چه کار کنیم اما فوق العاده شد . من چیزهای ساده را دوست دارم اما در آشپزی از مارتا هم کمک می گیرم . البته ترجیح می دهم خودش این کار را انجام دهد .

نمی شود از خانواده کایخون صحبت کرد و پسر عمه ات آنتونیو را فراموش کرد ...
خیلی بزرگ است .

منظورت هیکلش است یا نه ...
نه تنها از نظر هیکلی بلکه قلبش، همه چیز . آنتونیو یک ستاره است . او دو سال از من کوچک تر است اما خیلی درشت تر است . همیشه و در بچگی با ما بوده و با هم بازی می کردیم . با یکدیگر به جاهای مختلف می رفتیم . واقعا با هم هماهنگ بودیم . یادم است که مادرش که عمه فینای من بود و پدرش ، آنتونیو ، فوق العاده بودند . او همیشه به دیگر افراد توجه می کرد . به ما زنگ می زند و برایمان پیام می فرستد . او به آلیکانته هم می رود . در چیزهای زیادی با او سهیم هستیم و او هم فرد خاصی در زندگی من است .

تحصیل می کند ؟
بله ، در گرانادا .

نام اولین تیمت ، کاستا تروپیکال بود . وقتی به این تیم پیوستی ، چند ساله بودی ؟
فکر کنم ، هفت ، هشت تقریبا . در موتریل یک زمین کثیف به نام لاناسیا وجود داشت . خاوی و رائول هم در تیم بودند و هر روز عصر با هم تیمی ها تمرین می کردیم . وران خوبی بود . یک مربی بسیار پر توقع به نام فرناندو مونوز داشتیم که به ما خیلی چیزها یاد داد و همیشه به یادش هستیم . در همان جا رویاهایمان را شروع کردیم .

همیشه از فرناندو مونوز یاد می کنی . یکی از کلیدی ترین افراد در زندگی توست . به این خاطر که راه فوتبال حرفه ای را به تو نشان داد ؟ چرا همیشه می گویی که فرد مهمی در زندگیت است ؟
چون که وقتی خیلی جوان بودم مرا زیر پر و بالش گرفت و به من کمک کرد تا از نظر شخصیتی و بازیگری شکل بگیرم . او از ما انتظارات زیادی را داشت . سالها با او بودم و به همین خاطر است که به او احساس دین می کنم چرا که به من کمک کرد تا از نظر شخصیتی و فوتبالیستی شکل بگیریم . تا این که در زمانی که 13 ، 14 ساله بودیم و رفتیم ...

در 14 سالگی به رئال مادرید پیوستی. از اولین بازی که پیراهن رئال مادرید را پوشیدی چه خاطراتی داری؟
من روز اول تمرین را در زمین تمرین قدیمی کاستیانا رو خوب به یاد دارم. من با ماشین پدرم به آنجا رسیدم هر چند گم شده بودیم و دیر به آنجا رسیدیم چون بطور خاصی از موتریل حرکت کردیم. برای ما این یک رویا بود برای این که تیم مورد علاقه ما همیشه رئال مادرید بود و من همیشه رویای بازی در تیم اصلی را در ذهنم داشتم. روی برچسب هایی که جمع می کردم و به آنها نگاه می کردم. پس این برایم بسیار پرمعنی است که پیراهنی را بپوشم که لوگویی دارد که با تمام وجود عاشق آن هستم...

آیا می توانی خوزه ماریا کایخون در آکادمی رئال مادرید را یادآوری کنی؟ هر بازی خاصی یا یک جلسه ی تمرین یا هر خاطره غیر قابل تکراری؟
من خیلی از بازی ها را به یاد دارم، خیلی از تورنمنت هایی که بردیم و من با گرانرو،آدان،لورا و ...هم تیمی بودم. هم چنین مدرسه آکادمی را هم به یاد دارم. خیلی خوب بود و ما آنجا درسمان را هم می خواندیم و و بسیاری از مردم را می دیدیم که من هنوز با بعضی از آنها در تماس هستم.

بهترین بازیکنی که در آکادمی رئال مادرید با او تقابل داشتی چه کسی بود ؟ مهم نیس که پایان خوشی داشته یا نه ، فقط یکی را بگو که خیلی خوب بود .
خیلی ها بودند . برخی ها فوق العاده بودند ، بهتر از من . اما شرایط و بدشانس گریبانگیرشان شد . اما بسیاری هم دوران خوشی داشتند . بسیاری بازیهای خوبی انجام می دانند و فکر می کردیم که بازیکن بزرگی می شوند اما زندگی بر وفق مرادشان پیش نرفت .

همیشه گفتی بازیکنی که بیشترین تغییر را در تو ایجاد کرد ، ایکر کاسیاس است.
برای من او یک مرجع است. او کاپیتان تیم ملی و باشگاهش است و بسیار متواضع است. او بسیار احساس مسئولیت می کند و بسیار پراحساس است. من به او توجه می کنم. من تلاش کردم تا از او خیلی یاد بگیرم. چون از شخصیت او خیلی خوشم می آید.

چگونه در اسپانیول رشد کردی؟
من پخته تر شدم و از نظر شخصیتی ، رشد کردم. من از پوچتینو خیلی چیزها یاد گرفتم . او به من خیلی کمک کرد. او در مورد فوتبال و همینطور زندگی بسیار می فهمد. او مرا بسیار کمک کرد. وقتی فقط 18 سال داری واقعا خیلی در مورد زندگی نمی فهمی. و بعد از آن من خیلی چیزها یاد گرفتم چون وقتی 21 یا 22 سال داری هنوز یک پسربچه ای... او خیلی چیزها را به من یاد داد و از او ممنونم.

وقتی گفتی چیزهای زیادی در مورد زندگیت به تو یاد داد ، منظورت چه بود ؟
او به من یاد داد که متواضع ، قابل احترام و منسجم باشم . اعتقاد دارم که روز به روز ، اوضاع فوق العاده تر می شوند . با تلاش روز مره . اعتقاد دارم که بدون این ها ، هیچ گاه به جایی نخواهم رسید . در هر جلسه تمرینی ، باید اعتقاد داشته باشی که آماده هستی . چه قرار است بازی کنی ، چه نه .به نظرم همین اعتقاد به من کمک کرد تا بازیهای زیادی را در اسپانیول در لالیگا انجام دهم و به سطحی که اکنون در آن قرار دارم ، برسم .

بعد از آن تو با خوزه مورینیو مواجه شدی و او هم خوزه کایخون را پسندید. این برای یک بازیکن چقدر معنی دارد که مربی ای مثل مورینیو این قدر روی تو اعتماد داشته باشد. او گفت که او تو را می خواسته....
باور نمی کردم. این یک رویاس بود که بهترین مربی جهان به تو اعتماد داشته باشد . این یک رویاست و باورش نمی کردم اما به تحقق پیوست . ولی صادقانه بگویم این بسیار فوق العاده است که باشگاه به من اعتماد دارد. من یک قرارداد 5 ساله دارم و از آکادمی هم هستم و در این کورس خواهم ماند و تا سر حد مرگ از این پیراهن دفاع خواهم کرد.باید در این مدت توانایی هایم را نشان دهم . از وقتی بچه بودم ، هوادار رئال مادرید بودم .

مورینیو برایت چه مفهومی دارد ؟
مورینیو بهترین مربی جهان است و شخصیتی بسیار خاص و صمیمی دارد. او به بازیکنان هم بسیار نزدیک است.او هر چیز را بسیار صریح و شفاف رو در رو به تو می گوید حتی اگر مفهوم مخفی داشته باشد. فکر می کنم از او چیزهای بسیاری می توان آموخت. رو در رویت خوبی ها و بدی ها را می گوید .

نظرت چیست که افراد زیادی از بیرون هستند که مورینیو را با آن دید نمی بینند ؟ آنها اعتقاد دارند که مورینیو خیلی سرد است ، چرا ؟!
چرا که نمی دانند که او چگونه است . نمی دانند که روز به روز کار می کند و فقط ، نوع کنفرانس های مطبوعاتی او را می بینند . او از این باشگاه تا سر حد مرگ دفاع می کند ، مثل همه ما . بازیکنان هم همین طور هستند . چرا که او را به طور روزمره نمی بینند و او را از نزدیک نمی شناسند . او یک فرد پر توقع است و کل روز را با ما سپری می کند . اشتباه است که مردم او را این گونه ببینند چرا که کاملا متفاوت است .

برگشتنت به رئال مادرید برایت چه مفهومی داشت؟
آرزویی بود که به تحقق پیوست. وقت این جا را وقتی 21 ساله بودم ترک کردم این آسان نبود چون من خیلی از بازیکنان را از سیستم جوانان دیده بودم که در تیم اصلی بازی کرده بودند. مانند گرانرو، نگردو و خاوی گارسیا. من از خودم پرسیدم که چرا نباید کنار آنها بازی کنم؟ اما زندگی همیشه بسیار مرموز است. من سه سال را در اسپانیول سپری کردم و ثابت کردم که مهم هستم. من از نظر شخصیتی و فوتبال بسیار پیشرفت کردم. سخت کوشی ام مرا خیلی کمک کرد تا الان اینجا باشم و حالا به این ، افتخار می کنم .

وقتی باشگاه را ترک می کردی فکر می کردی روزی برگردی؟
نه ، اگر راستش را بخوهید من به برگشتن فکر نمی کردم. من فکر می کردم مدت بسیار زیادی را در اسپانیول خواهم بود. آنجا واقعا یک باشگاه بود که اعضا بسیار باهم دوست بودند و همیشه مرا بسیار حمایت می کردند. من همیشه آنجا خوشحال بودم و حمایت هواداران، بازیکنان و کادر فنی را داشتم. وقتی موقعیت این پیش آمد که به رئال مادرید(بزرگترین باشگاه جهان) بیایم می دانستم که نمی توانم نه بگویم.

همانطور که می دانید رئال مادرید همیشه در اخبار هست .یک عکس یا یک جمله ی جنجالی که یک بازیکن یا مربی به زبان آورده همه و همه گزارش می شوند.الان می گویند که تیم خیلی با هم هم دل نیستند!
کسانی که این حرف ها را می زنند واقعا نمی دانند که بازیکنان و تیم چقدر برای موفقیت تشنه اند. ما مانند یک خانواده ایم. مثل آن که روی یک قایق هستیم و جلو می رویم و تا جایی که می توانیم به هم کمک می کنیم. این خیلی آسان است که ببینیم چه رابطه ی خوبی داریم وقتی در جلسه تمرین یا در زمین بازی برای مسابقه هستیم. هر کس متضاد این فکر می کند اشتباه بزرگی می کند.

این بهترین رختکنی است که در آن بوده ای ؟
بله ، بی تردید . من قبلا هم در رختکن های خوبی بودم با افراد محترمی که توصیه های زیادی می کردند ، اما ... اعتقاد دارم که این رختکن با افرادی که در آن است ، بهترین است .

واکنشت چه بود وقتی که شنیدی بر اساس ملیت ها ، در تیم باندهایی ایجاد شده است . برخی افراد هم این را باور می کنند ، به خصوص اگر در این جو نباشند .
این ، چرت و پرت است . درست است که ملیت های زیادی در رختکن هستند اما همه ما با هم خیلی هماهنگ هستیم . برخی ها زیاد اسپانیولی بلند نیستند اما به آنها کمک می کنیم تا ذره ذره بفهمند که چه می گوییم . شوخی هم می کنیم ... همان طور که قبلا گفتم هر کسی که این چیزها را می گوید ، با رختکن رئال مادرید آشنایی ندارد .

چه کسی تو را وقتی تازه به تیم برگشته بودی بیشتر کمک کرد؟ احتمالا موقع وارد شدن به رختکن بهترین تیم جهان خیلی دستپاچه بودی...
همه مرا کمک کردند ولی بطور خاص کسانی که از قبل می شناختم مانند آربلوا، کاسیاس، راموس، گرانرو و آدان بیشتر کمکم کردند. من با بعضی از آنها بازی کرده بودم و بعضی را از زمان تیم جوانان می شناسم. همه مرا کمک کردند و این باری من بسیار خوب بود. خیلی افتخار می کنم که الان اینجا هستم. هیچ شکایتی نسبت به این تیم ندارم و به جایی که در آن هستم افتخار می کنم.

رئال مادرید زمانی که یک بازی را نمی برد ، درست است که در حال خوبی نیست اما یک روز پس از بازی شرایط به حالت عادی بر می گردد تا روزها طبق روال عادی پیش بروند ...
طبعیتا هیچ کس دوست ندارد ببازد یا مساوی کند . رئال مادرید نیز همیشه به بردن فکر می کند اما هیچ گاه نمی توان نا امید شد . می دانیم که ما رئال مادرید هستیم و همیشه به دنبال بردن خواهیم بود . لالیگا امسال خیلی مشکل خواهد بود و می بینیم که تیمهای خوبی آماده مصاف با ما هستند ...

لالیگا دیگر دو قطبی نیست ...
نه ، آن طور که مردم می گویند نیست . ما هیچ گاه نا امید نمی شویم و باید آماده باشیم تا در هر بازی ، سه امتیاز را بگیریم .

فصل تازه شروع شده و راه زیادی هم در پیش است .
نمی توانیم شروع بدی داشته باشیم و بعد به قهرمانی فکر نکنیم . درست است که بد بودیم اما باید سعی کنیم در لالیگا و چمپیونزلیگ به روند بردهایمان ادامه دهیم . تمام تلاشمان را می کنیم تا در هر سه تورنمنت ، برد را کسب کنیم .

برای مادریدیستاهایی که تو را می بینند چه چیزی برای گفتن داری؟
رئال مادرید یک تیم فوق العاده متشکل از اعضایی با توانایی های منحصر بفرد است. کادر فنی ما عالی است و مطمئنا یکی از بهترین ها در جهان است. ما باید با تمام توانمان در هر زمانی برای دفاع از این لوگو به میدان برویم. ما برای بدست آوردن هر سه جام بیشترین توانمان را خواهیم گذاشت. اگر ما این کار را بکنیم لذت خواهیم برد ولی برای این که تماشاگران را شاد کرده ایم خیلی بیشتر لذت خواهیم برد.

برای مادریدیستاهایی که تو را می بینند چه چیزی برای گفتن داری؟
رئال مادرید یک تیم فوق العاده متشکل از اعضایی با توانایی های منحصر بفرد است. کادر فنی ما عالی است و مطمئنا یکی از بهترین ها در جهان است. ما باید با تمام توانمان در هر زمانی برای دفاع از این لوگو به میدان برویم. ما برای بدست آوردن هر سه جام بیشترین توانمان را خواهیم گذاشت. اگر ما این کار را بکنیم لذت خواهیم برد ولی برای این که تماشاگران را شاد کرده ایم خیلی بیشتر لذت خواهیم برد.

این یک رسم است که هر بازیکنی که به این برنامه می آید یک امضا در این جدول می زند، برای دست اندر کاران این برنامه و مخصوصا تمام مادریدیستاهایی که این برنامه را می بینند. ضمن این که امضا می کنی به ما بگو که آرزوهایت برای این فصل چیست؟ هم شخصی و هم حرفه ای
رویایم بی تردید کسب هر سه جام است . من به مادرید آمده ام تا هم به تیم کمک کنم و هم به عنوان یک بازیکن رشد کنم. من می خواهم که جام ها را با سخت کوشی و جنگندگی در در هر یک از مسابقات تا آخرین لحظه ببرم. ما می خواهیم که به هر چیز ممکنی دست پیدا کنیم. بطور شخصی من می خواهم هم به عنوان یک بازیکن و هم به عنوان یک اسنان رشد کنم. من می خواهم تا به کسب تجربه و بزرگ شدن ادامه دهم و از موقعیت های موجود در زندگی ام نهایت استفاده را ببرم. من می خواهم با بازی های خوب به همه مادریدیستاها ثابت کنم که لیاقت پوشیدن این پیراهن را دارم.

کریس:امسال بارسا را می بریم...


http://s2.picofile.com/file/7152080856/20111004dasdaiftb_6.jpg

یکی از نکات قابل توجه حضور مورینیو در مرکز معلولان ذهنی ناواس ده تولوزا ، زمانی رخ داد که آمادور ، پسری که جثه اش به بزرگی قلبش بود از ستاره پرتغالی سوالی پرسید :" ببین کریستیانو ، تو نامبر وان هستی ، بهتر از مسی . اما جواب من را بده . امسال بارسا را شکست می دهید ؟ " این بازیکن که یکی از نمادهای اصلی پروژه مورینیوست به این پسر نگاه کرد ، او را با بازوی راستش در بغل گرفت و گفت :" خیالت راحت ، امسال بارسا را شکست می دهیم . "

آمادور طوری خوشحال کرد که انگار بنزما یا هیگوائین در برنابئو گلزنی کرده اند . آن قدر خوشحال بود که تصمیم گرفت که لیدر برنامه شود و از 51 همکلاسی خود در این مرکز درخواستی داشته باشد :" حالا همه با هم سرود رئال مادرید را بخوانید " . شماره 7 رئال مادرید از تعصب این پسر ذوق زده شده بود و شروع به خواندن با او کرد . خورخه مندس ، وکیل ستاره پرتغالی می گوید :" هیچ گاه کریستیانو را این گونه ندیده بودم . او هم یک پسر بچه بزرگ است و در مورد این چیزها هیجان زده می شود . "
سرجراریو بلماسادا ، رئیس این مرکز ، هدایایی را به بازیکن پرتغالی از طریق دانش آموزان دید (هر چند که خود آنها هم نمی دانستند در این کادو ها چیست ) .
دیگر فرد خوش شانسی که توانست در طول این بازدید کریستیانو را سورپرایز کند ، سرپرست گروه موزیک معروف کامئو بود که رکورد دار فروش آلبوم تکنو در پانزده سال اخیر در اسپانیول بوده است . نام او دایونی بود که خودش هم افشا کرد رئال مادریدی است .



جدول لالیگا


رتبه تیم بازی امتیاز
1 بارسلونا
6 14
2 لوانته 6 14
3 رئال مادرید 6 13
4 مالاگا 6 13
5 والنسیا
6 13


جدول گلزنان

بازیکنباشگاهگل
مسی بارسلونا 8
رونالدو رئال مادرید 7
 فالکائو اتلتیکو مادرید 5
سولدادو والنسیا 5
هیگواین رئال مادرید 5






جدول پاس گل

بازیکن باشگاه پاس گل
مسی بارسلونا 5
فابرگاس بارسلونا 4
اوزیل رئال مادرید 4
کاکا رئال مادرید 4
رونالدو رئال مادرید 3


مورینیو:لوانته شایسته توجه است

            

خوزه مورینیو به تمجید از کار تیمی برابر اسپانیول در کورنیا پرداخت . مربی پرتغالی سپس به تصویر فردی هر بازیکن هم توجه داشت :" کارهای انفرادی هر کدام از بازیکنانم را دوست داشتم ، همین طور حریف طلبی آنها را . " 

مورینیو ادامه داد :" 0-4 حاصل 0-2 است . نتیجه دوم باعث اتمام بازی شد . آنها تلاش کردند ، ریسک کردند و بیشتر به ما فضا دادند . "
در این باره که تیمش یک امتیاز کمتر از بارسا دارد ، مربی پرتغالی گفت که توجهی به این قضیه ندارد و بهتر است که توجهات به لوانته ای باشد که به صدر جدول رسیده است :" یک امتیاز فقط یک امتیاز است ، نه ده تا . به همین علت نیازی نیست که زیاد نگران باشیم . حتی اگر من هم یک امتیاز جلو باشم ، یک امتیاز چیزی نیست . تیمی که لایق مورد توجه قرار گرفتن است لوانته است . جوان ترین است و پرستیژ خاصی هم ندارد اما شایستگی های زیادی دارد ."

رونالدو:شکستن رکورد هایم غیر ممکن نیست.

کریستیانو رونالدو در مراسم بهترین های مارکا در سال 2001 شرکت کرد تا جایزه بهترین گلزن را کسب کند . او در پاسخ به این سوال که آیا می تواند بیشتر از فصل قبل (40 گل) گزنی کند گفت :" در فوتبال هیچ چیز غیر ممکن نیست . هر چیزی می تواند شکسته شود . امیدوارم بهتر از این رکورد باشم . همچنین باید به خاطر رسیدن به این عنوان از هم تیمی هایم تشکر کنم . "

وی افزود " باید دید که در سالهای آتی چه اتفاقی می افتاد . هیچ چیز مشخص نیست . اگر کسی رکورد من را بشکند ، حتما استحقاقش را داشته است . " در مورد دو پاس گلی که برابر اسپانیول داشت نیز گفت :" پاسخ پاس گلهای هم تیمی ها را باید بدهم . این بخشی از کار من است . هم تیمی ها هم برای من این کار را می کنند . باید موفق شویم و من و تیم هم باید کمک کنیم . "
در مورد فصل گذشته گفت :" سال خوبی برای من بود . عنوان آقای گلی خیلی مهم است ."

هیگواین:فوق العاده بازی کردم.


گونزالو هیگوائین پس از هت تریکش برابر اسپانیول گفت :" بازی فوق العاده ای انجام دادم و از آن خیلی خوشحالم . خیلی سخت بود تا برگردم و به چنین بازی نیاز داشتم . "
در مورد پیک نیک تیمی اخیر و اتحاد تیمی نیز صحبت کرد :" باید تیم بمانیم و برای قهرمانی ها تلاش کنیم ."

گزارش تصویری اسپانیول - رئال مادرید

ادامه نوشته

گلها و لحظات حساس اسپانیول - رئال مادرید

ادامه نوشته

نمره دهی بازیکنان در بازی با اسپانیول

       

نگاهی به نمرات بازیکنان بعد از نمایش خوب شب گذشته برابر اسپانیول خواهیم داشت.
ایکر کاسیاس:(7.5)

کاپیتان رئال مادرید شب خوبی را سپری کرد،واکنش هایش بی نقص و شروع مجدد هایش عالی بودند،بازی ساده ای برای او نبود اما خوش درخشید.

مارسلو:(7)

همانند همیشه یک دفاع چپ خوب بود،هماهنگی او با رونالدو عالی است در حملات خوب کار میکرد.

آلبیول:(6.5)

نمایش خوبی داشت و چند موقعیت را از حریف گرفت،قطعا چنین بازیکنی فقط در رئال مادرید روی نیمکت می نشیند.

راموس:(6)

دفاع راست مادرید این بار در مرکز خط دفاع قرار گرفته بود و نمایش متوسط رو به خوبی داشت،اشتباه او در نیمه اول میتوانست کار را سخت کند که خوشبختانه کاسیاس مانع دریافت گل شد.

آربلوا:(7)

در حقیقت بهتر از راموس در بازی های اخیر بود،خوب دفاع کرد و بسیار خوب هم در کار های تهاجمی شرکت میکرد،پاس گل زیبایی برای هیگواین ارسال کرد که حاصلش گلی تماشایی بود.

کاکا:(7.5)

یک بازی خوب دیگر از کاکا،تقریبا در همه جای زمین حضور داشت و نشانه هایی از تکنیک آن کاکای  قدیمی را به نمایش گذاشت،روی گل اول دیدار حرکتش عالی بود.

آلونسو:(7)

باز هم نمایش خوبی داشت،در حقیقت مدافعان حریف باید جلوی پاس دادن های آلونسو را بگیرند اگر میخواهند رئال مادرید به گل نرسد.پاس های قطری خوبی ارسال کرد و در دفاع هم مارسلو را خوب پوشش میداد.

لاس:(7)

سورپرایز مورینیو در ترکیب آغازین بازی خوبی را به نمایش گذاشت،پاس های خوب و توپ گیری های زیادش کاملا در روند بازی تاثیر گذار بود و نشان داد که حقش نیست که به خاطر آن پاس بیش از این تنبیه شود.لاس نسبت به خدیرای جوان بازی رئال را هجومی تر میکند و البته سریع تر.

اوزیل:(6.5)

در نیمه نخست کاملا محو بود و دلیلش هم این بود که حضور کاکا در میانه او را به پست غیر تخصصی اش فرستاده بود و نمیتوانست بازی سازی کند اما در نیمه دوم مورینیو کمی به او آزادی عمل داد تا به بازی برگردد هر چند که دیگر خسته شده بود و کاری از دستش بر نیامد.

کریستیانو رونالدو:(8.5)

رونالدو بد شانس بود که در این بازی گل نزد،شوت سنگین او که به تیرک دروازه خورد فقط چاشنی شانس را کم داشت تا تبدیل به یکی از بهترین گل هاس سال شود.در ادامه هم پر تلاش بود،دو پاس گل به هم تیمی هاییش داد تا دیگر کسی خودخواه خطابش نکند.

گنزالو هیگواین:(9)

بسیار سخت کوش بود و حاصل آن هم سه گل بسیار زیبا شد.هر سه گل حاصل هوشمندی خود بازیکن بود و باید او را برای گل دومش تحسین کرد قطعا یک مهاجم کامل است.بازی زیبایش مورینیو را در آیند بر سر دوراهی سختی میگذارد که:هیگواین یا بنزما؟


خدیرا:(6)

برای دفاعی تر شدن ترکیب به میدان آمد و همچنین جلو گیری از اخراج احتمالی لاس دیارا و عملکردش خوب بود.

کایخون:(7)

در بدو ورودش حرکت خوبی داشت اما به ثمر ننشست و چند دقیقه بعد روی پاس رونالدو دروازه تیم سابقش را گشود.

گرانرو:(-)

فرصت زیادی نداشت و باید هم چنان بعد از لاس و خدیرا هافبک سوم تیم باشد.

رئال مادرید 4 اسپانیول 0__ال پیپتا مهار نشدنی

                        

رئال مادرید با یک برد خوب توانست که به رتبه سوم جدول لالیگا برسد تا نشان دهد که تیم ، در روند صحیحی قرار گرفته است .

ترکیب آغازین بازی بر خلاف پیش بینی ها ، بدون واران و خدیرا بود . در همان ابتدای کار ، کریستیانو صاحب یک توپ خوب شد که این موقعیت را از دست داد . بازی آرام و تحت کنترل رئال دنبال می شد و اسپانیول تنها به اشتباهات رئال بر روی ضد حملات دل بسته بود .
اما گل دقیقه 17 هیگوائین روی حرکت خوب کریستیانو باعث شد که خیال رئال مادرید تا حد زیادی راحت شود . رئال که فاقد په په و کاروالیو ، زوج اصلی خود در خط دفاع در این بازی بود ، ترجیح داد که در ادامه بازی ، بیشتر کار را کنترل کند و ریسک نکند . بازی تیم تا پایان نیمه اول بیشتر بر مبنای پاسهای کوتاه و تک ضرب میان بازیکنان بود . از طرفی دیگر اسپانیول نیز سعی می کرد که به معدود ضد حملات خود دل خوش کند که یک بار هم در دقیقه 36 توسط ثیوی و یک بار دیگر در دقیقه 41 توسط سرجیو گارسیا ، کاسیاس را به زحمت انداختند اما به هر حال بازی با نتیجه 1-0 به سود رئال در نیمه اول به اتمام رسید .
اولین موقعیت نیمه دوم در دقیقه 56 برای اسپانیول روی اشتباه مارسلو پدید آمد که در نهایت سرجیو گارسیا ، توپ را روانه اوت کرد . اسپانیول ، وایس را وارد زمین کرد تا کمی تحرکش بیشتر شود .
اما این هیگوائین فرصت طلب بود که در دقیقه 66 ، روی پاس عمقی خوب آربلوا با یک شوت فوق العاده دروازه حریف را گشود تا مشخص شود که چه مهاجم شش دانگی است . او با این که نسبت به بنزما ، تاثیر کمتری در بازی تیمی دارد اما نشان داد که چه مهاجم گلزنی است و از کوچکترین استفاده هایش می تواند بهترین بهره را ببرد که این امر ، به خصوص در بازیهای بزرگ ، برای تیم خیلی مفید خواهد بود .
در ادامه ، فشار حملات اسپانیول با حمایت هوادارانش بیشتر و بیشتر شد و رئال مادرید نیز با ورود خدیرا و کایخون ، بیشتر به ضد حملات دل بست ، تاکتیکی که در آن ، بیشترین تبحر را دارد که اتفاقات نتیجه هم داد و در دقیقه 81 ، کریستیانو با فرار عالی خود ، باعث شد که کایخون هم پایش به گلزنی باز شود . اما این پایان کار نبود و اشتباه مدافعان اسپانیول در پاسکاری با یکدیگر موجب شد که هیگوائین با آلوارز تک به تک شود و با یک ضربه چیپ ، هت تریکش را تکمیل کند .

اسپانیول 0-4 رئال مادرید
گلها : هیگوائین (3) و کایخون
بازیکنان رئال : کاسیاس ، آربلوا ، راموس ، آلبیول ، مارسلو ، ژابی ، لاس ، اوزیل ، کاکا و رونالدو / تعویضی ها : گرانرو ، کایخون و خدیرا
بازیکنان اسپانیول : آلوارز ، لوپز ، فورلین ، مورنو ، دیداچ ، بائنا ، مارکز ، ثیوی ، وردو ، روماریچ ، گارسیا / تعویضی ها : وایس ، داتولو و آلفونسو
استادیوم : کورنیا ال پرات
داور : فرناندو تیکسیرا ویتینس
کارت زرد : لاس دیارا از رئال و ثیوی ، لوپز ، وایس و روماریچ از اسپانیول
آمار بازی :
شوت : 12-13 / شوت به چارچوب : 5-9 / کرنر : 9-5 / آفساید : 2-3 / خطا : 24-5 / اوت : 17-14 / مالکیت توپ : 47-53

تنوع سبک فوتبال رئال مادرید

پس از دیدن گل اول رئال مادرید به آژاکس ، فقط یک چیز می توان گفت : ضد حمله معجزه آسا . یک حرکت خیره کننده و یک گل عالی . این رئال مادریدی است که توسط مورینیو ساخته شده و انگلیسی تر از همیشه است .
در هفته های اخیر ، دو تیم متفاوت دیده شده است . بازیکنان و سیستم ها یکسان بوده اند اما جدیت تیم متفاوت بود . در برابر لوانته و راسینگ ، تیم فکر می کرد نیازی نیست صد در صد باشد تا برنده شود . شاید این شباهت رئال مادرید با تیمهای لیگ انگلیس باشد . یک بازی سریع در حملات و با دفاعی منسجم .
رئال مادرید در پست ساخت بازیش ، فرد باهوشی نظیر ژابی آلونسو دارد . همین باعث می شود که تنوع تاکتیکی تیم بیشتر شود . رئال مادرید در برابر آژاکس در یک بازی ، سه گل به سه سبک کاملا متفاوت به ثمر رساند تا بازیش جذاب و تماشایی باشد .
در نقطه مقابل بارسلونایی قرار دارد که به جز متر های پایانی که به دروازه حریف نزدیک می شود ، یک تیم خسته کننده است . توپ را لمس می کنند و لمس می کنند و در نهایت آن را به مسی می رسانند تا کاری برایش بکند .
همچنین یک نکته هم قابل توجه است . با این که برخی می گویند تیم ملی اسپانیا از سبک بارسا پیروی می کند ، اما واقعیت این است که بهترین بازی این تیم در یورو 2008 با حضور افرادی نظیر داوید سیلوا بود . بارسایی ها فکر می کنند خودشان فوتبال را اختراع کرده اند اما اشتباه می کنند .
دیگو وارگاس

5رئالی همیشگی در لیست دل بوسکه

        

ویسنته دل بوسکه لیست تیمش را برای بازی برابر اسکاتلند و جمهوری چک در راه یورو 2012 اعلام کرد که پنج بازیکن همیشگی رئال یعنی کاسیاس ، آربلوا ، آلبیول ، ژابی و راموس در آن هستند . 
آلبیول و آربلوا با این که فعلا زیاد در تیم مورینیو بازی نمی کنند باز هم مورد اعتماد دل بوسکه هستند . همچنین مهمترین نکته لیست ، حضور خوردی آلبا از والنسیاست که می تواند اولین بازی ملی خود را انجام دهد .
پیکه و پویول هم پس از ریکاوری از مصدومیت هایشان به لیست برگشته اند اما اینیستا باز هم غایب خواهد بود .
لیست بدین شرح است :
دروازه بان ها : کاسیاس ، رینا ، والدس
مدافعان : آربلوا ، سرجیو راموس ، پویول ، پیکه ، آلبیول و خوردی آلبا
هافبک ها : ژابی ، بوسکتز ، کاسورلا ، تیاگو ، ژاوی ، خاوی مارتینز و سسک فابرگاس
مهاجمان : ویا ، سیلوا ، یورنته ، تورس ، پدرو ، نگردو و ماتا

رئال مادرید مورینیو صاحب بهترین میانگین گلزنی تاریخ

     

تیم مورینیو به همان اندازه به کارهای تدافعی اهمیت می دهد که به کارهای تهاجمی می دهد . رئال مادرید تا کنون بهترین میانگین گلزنی تاریخ لالیگا را با 2.74 گل در هر بازی داشته است . در کمتر از یک سال ، مربی پرتغالی از میانگیت تیم پپ با 2.68 گل در هر بازی بالا زده است .
به گزارش مارکا در روز شنبه ، تیم مورینیو ، باز میانگین تیم ویالونگا بین سالهای 1954 تا 1957 با 2.56 گل در هر بازی توسط دی استفانو ، خنتو و مولونی هم بالا زده است .
آن تیم توانسته بود دو قهرمانی لیگ ، دو جام باشگاه های اروپا و دو جام تیمهای لاتین یوفا را ببرد .

کلیپ کاسیاس و آربلوآ

به لطف شبکه های اجتماعی ، هواداران فوتبال می توانند به اسطوره هایشان نزدیک تر باشند . این بار نوبت سرجیو راموس است که در اینترنت ، ویدئویی را از تمرینات روز جمعه منتشر کند که در آن ایکر کاسیاس و آلوارو آربلوا با هم تست سرعت در 35 متر را می دهند که البته مدافع اهل سالامانکا برنده می شود .

Click to download in FLV format (1.58MB)

واران و 3 بازی بدون حتی یک خطا

یکی از مهمترین نکاتی که می توان از آمار واران فهمید ، این است که در سه بازی فیکس خود ، یکی در چمپیونزلیگ و دو تا در لالیگا ، حتی یک خطا هم نکرده است . رکورد فوق العاده ای که به طور مثال برای درکش می توان توجه کرد که کریستیانو تا کنون فقط شش خطا کرده است ، صفر خطا برای یک مدافع آمار شگفت انگیزی به نظر می رسد .
بازیکن جوان با این که سن و سالی ندارد اما بسیار پر تجربه و پخته به نظر می رسد . نه تنها حس خوبی از خود ساطع کرده ، بلکه فشارها را هم کاسته است . او با اعتماد به نفس بی نظیری بازی می کند تا برچسب آقای پاک رویش بخورد . به همین علت که هیچ خطایی نکرده ، طبیعتا هیچ کارت زردی هم نگرفته است .
یکی از دلایلی که این مدافع جوان خطا نمی کند ، فیزیک بدنی خارق العاده اش است . قدرت بدنی خوبش باعث می شود که در کارهای هوایی خوب باشد و بتواند جایگیری های خوبی هم داشته باشد .
واران مدافع بی سر و صدایی است . کارش را آرام پیش می برد اما در بازی هم در کارهای تهاجمی و هم در کارهای تدافعی نقش زیادی دارد . در سه بازی که حضور داشته ، 18 بار توپ ربایی کرد ، 14 حمله حریف را متوقف کرده و در 37 حرکت نقش داشته است . آماری که از نظر تدافعی فوق العاده به نظر می رسد .
اما از نظر بازی تهاجمی هم در بازی با رایو که گل زد تنها کارش نبود . او در بازیسازی هم نقش زیادی دارد . در 115 حرفت تهاجمی نقش داشته و از 159 پاسی که داده فقط 13 تایش اشتباه بوده است .
یکی دیگر از ویژگی های خوب واران ، بازیخوانی است . قد و قامتش باعث می شود که بهترین واکنش را داشته باشد . در بازی با رایو ، از توپهای مرده موقعیت ساخت . قدش باعث می شود که نقش مهمی در بازی ایجاد کند.

تیتر روزنامه های آس ومارکا

as

ژابی آلونسو:"بازی کردن تنها در میانه میدان مشکل است."

روبرتو کارلوس:"میخواهیم بهترین تیم روسیه باشیم."

لکه داری کردن نام رئال مادرید در مجله رسمی یوفا

تساوی اتلتیکو مادرید با گل دقیقه 87 خوانفران

شکست پاریس سنت جرمن مقابل بیلبائو


 

MARCA

آقای پاک

واران 270 دقیقه بدون ارتکاب خطا

بازیکنان رئال مادرید حمایت کامل را از جوان فرانسوی دارند

کاروالیو:"شرط میبندم که به اهدافش میرسد."

روبرتو کارلوس:"به نیمار گفتم دست از کار های بی معنی وردارد و با رئال قرار داد امضا کند."

"در مورد مسی چیزی برای گفتن ندارم،فقط نگاه میکنم و تحسینش میکنم."

یاران مارچلو بیلسا با شکست دادن پی اس جی در اروپا خودی نشان دادند.


پیکنیک تیمی مورینیو در والدیباس

http://www.galleryhosted.com/media/images/thumbs_920/006_5300E70Y9Q3ZV02.jpg

رئال مادرید امروز نزدیک زمین تمرین خود پیک نیک زد . خوزه مورینیو ، مربی رئال مادرید ، ناهاری را با بازیکنان پس از تمرین صبح در والدبباس تدارک دید . 

یک هفته پس از بحث هایی که پیرامون مشکلات میان مربی و بازیکنان مطرح شده بود ، این مراسم برگزار شد . ژابی و آربلوا نیز اخیرا هر گونه مشکلی را رد کرده اند . اولی گفت :" به آن خندیدیم " . دومی هم گفت :" مطبوعات راه غلطی را در پیش گرفته اند .
در مورد این پیک نیک در وبسایت باشگاه آمده است :" یک ناهار لذت بخش در میان بازیکنان و مربیان برگزار شد که در آن اتحاد و جو فوق العاده ای حاکم بود . "

برای دیدن عکس های این پیکنیک تیمی به ادامه مطلب بروید...

ادامه نوشته

بیوگرافی آلفردو دی استفانو

      

آلفردو دی استفانو لائوله (متولد 4 جولای 1926 در باراکاس بوینس آبرس) یک فوتبالیست و مربی اسپانیایی –آرژانتینی است . او بیشترین معاشرت را با رئال مادرید داشته است و به این تیم کمک کرد که در سال 1950  جام قهرمانان اروپا را کسب کند . دی استفانو برای تیم ملی های کلمبیا ، آرژانتین و اسپانیا نیز بازی کرده است .

دی استفانو به شائتا روبیا (تیر بور) مشهور بود و در عرصه ی بازیکنان مشهور فوتبال جهان است . او یک مهاجم فدرتمند با بنیه زیاد ، تنوع تاکتیکی و دید بالاست . او می تواند در همه جای زمین بازی کند و در فوروارد بسیار خوب بازی می کند و یک دفاع خارق العاده است . او سومین گلزن برتر تاریخ لیگ اسپاتیاست با 228 گل زده در 329 بازی پشت هوگو سانچز (234 گل) و تلمو زارا (251 گل) . دی استفانو برتربن گلزن لیگ در طول ادوار است او 261 گل در 282 بازی لیگ بین سالهای 1953 تا 1964 به ثمر رسانده است .

در نوامبر 2003 ، در جشن سالگرد یوفا او به عنوان بازیکن طلایی فدراسیون فوتبال اسپانیا در طول 50 سال گذشته شناخته شد . او توسط په له یه عنوان یک از 125 بازیکن برتر دنیا شناخته شد . در نظر سنجی فرانس فوتبال دی استفانو چهارمین بازیکن برتر دنیا بعد از په له ، دیه گو مارادونا و یوهان کرایف شناخته می شود .

عرصه ی باشگاهی :
او در یک خانواده ی ایتالیایی متولد شد که از جانب مادر بزرگ ایرلندی بود . دی استفانو در 17 سالگی فوتبالش در ریورپلاته ی آرژانتین آغاز کرد . در 1943 ، برای فصل 1946 ، او به باشگاه اتلتیکو هوراکان قرض داده شد اما در 1947 به ریور بازگشت سپس دی استفانو به میونوریوس بوگوتا در لیگ کلمبیا پیوست . او 6 لیگ را در آرژانتین و کلمبیا برد .
دی استفانو به برترین رئال مادرید تمام ادوار پیوست و در این تیم برترین بازیکن تیمش بود . او رکورد 261 گل در 262 بازی را از خود به جا گذاشت . زوج پوشکاش – دی استفانو یکی از برترین زوجهای تمام ادوار است . دی استفانو 49 گل در 58 بازی در جام اروپایی به ثمر رساند که برترین آمار در طول تاریخ بود تا آن که رائول در 2005 و شوچنکو و نیستلروی در 2006 این آمار را شکاندند . شاید برد 7-3 برابر اینتراخت فرانکفورت از سری رقابتهای جام اروپایی در همپدن پارک جذاب ترین بازی فوتبال تاریخ باشد . او در سالهای 1957 و 1959 به عنوان بازیکن سال شناخته شد .
او در 1964 به اسپانیول پیوست تا در 40 سالگی کفشهایش را آویخت .

تاثیر دی استفانو بر ترانسفرها :
پیوستن دی استفانو به رئال مادرید تاثیر زیادی بر آمدن سایر بازیکنان به این تیم داشت . او نشان داد که پیمودن این راه زیاد سخت نیست .
در 1953 دی استفانو از ریور پلاته طی قراردادی با فیفا و بارسلونا راهی اسپانیا شد . در 13 می 1953 به اسپانیا رسید و می خواست که قراردادش را با بارسلونا ثبت کند ، سانتیاگو برنابئو مدیر رئال مادرید با اصرار به مدیر بارسلونا او را راضی کرد که او به رئال بیاید  .
انتقال دی استفانو از میوناریوس به اسپانیا راه را برای پیوستن بازیکنان آمریکای جنوبی له آمریکا هموار کرد .

عرصه ی ملی :
دی استفانو در طول عمرش در سه تیم ملی متفاوت بازی کرد . او 6 بازی با تیم ملی آرژانتین ، 4 بازی با کلمبیا ( شناخته نشده برای فیفا) و 31 بازی ملی برای اسپانیا انجام داد در حالی که او هیچ گاه در مرحله ی پایانی جام جهانی حاضر نشد .

غیبت جام جهانی :
اولین جام جهانی که او می توانست در آن باشد جام جهانی 1950 بود . با مخالفت کادر مربیگری آرژانتین او از بازی در این بازیها بازماند .
در جام جهانی 1954 آرژانتین در این بازیها حاضر نشد و فیفا قبول نکرد که دی استفانو برای تیم ملی اسپانیا بازی کند چرا که او پیشتر برای آرژآنتین و کلمبیا بازی کرده بود .
او تبعیت اسپانیایی را در سال 1956 کسب کرد و چهار بار در مرحله ی انتخابی جام جهانی در سال 1957 بازی کرد اما تیم به جام جهانی 1958 راه نیافت .
در سال 1961 ، دی استفانوی 31 ساله که 5 جام اروپایی را برده بود به اسپانیا کمک کرد که به مسابقات جام جهانی سال 1962 راه یابد ولی یک مصدومیت عضلانیاو را از بازی در مرحله ی پایانی منع کرد .

عرصه ی مربیگری :
بعد از بازنشستگی ، او به مربیگری روی اورد . او باشگاه آرژانتینی بوکا جونیورز را هدایت کرد بعد ریور پلاته. او با هر دو باشگاه لیگ را برد . سپس با والنسیا کوپا دل ری و لیگ را برد و همین طور جام قهرمانان اروپای 1980 را . او همچینین باشگاه اسپورتینگ پرتغال را در سالها 5-1974 هدایت کرد و سرانجام در سالهای 1982 و 1984 سکان هدایت رئال را برعهده گرفت .

پس از بازنشستگی :
آلفردو دی استفانو ، اکنون در اسپانیا زندگی می کند . او در پنجم نوامبر 2000 به عنوان رئیس افتخاری باشگاه شناخته شد . در 24 دسامبر 2005 ، دی استفانوی 24 ساله دچار حمله ی قلبی شد اما جان سالم به در برد .
آلفردو دی استفانو یک بار درباره ی مارادونا گفت : تکنیکی ، بر اساس حرکات فردی . برای من عجیب است که او چگونه با توپ کر می کند . توانایی من در همه ی نقاط زمین بود ولی من در پشت او قرار دارم . اگر او خوب تمرین کند فوق العاده می شود .
در طرف دیگر مارادونا با سخنانش او را تحسین کرد در بیانه ای که در سال 1997 از تلویزیون رای پخش شد : نمی دانم بهتر از په له بوده ام یا نه اما به جرئت می توانم بگویم دی استفانو از په له بهتر بوده است من مغرور می شوم وقتی کسی از دی استفانو صحبت می کند . می توانم بگویم مارادونا ضعیف تر از په له بوده است اما مطمئنم که دی استفانو برتر بوده است .
در نهم می 2006 استادیوم آلفردو دی استفانو در شهر مادرید و در محل تمرین رئال مادرید افتتاح شد . بازی افتتاحیه بین رئال مادرید و استاده ده ریمس انجام شد تمرار مسابقه ای که در فینال جام اروپایی سال 1956 انجام شد . رئال این بازی را 6 بر یک با گلهای سرجیو راموس ، آنتونیو کاسانو (2) ، روبرتو سولدادو (2) و خوزه مانوئل ژورادو برد .

افتخارات :
باشگاهی :
ریور پلاته :
فتح لیگ : 1945 و 1947
نایب قهرمانی جام باشگاه های آمریکای جنوبی : 1948
میوناریوس :
کوپا بوداس ده برو دل رئال مادرید : 1952
لیگ کلمبیا : 1949 ، 1951 ، 1952 و 1953
جام حذفی کلمبیا : 1953
رئال مادرید
لالیگا : 1954 ، 1955 ، 1957 ، 1958 ، 1961 ، 1962 ، 1963 و 1964
کوپا دل ری : 1962
جام اروپایی : 1956 ، 1957 ، 1958 ، 1959 و 1960
جام بین قاره ای : 1960
لاتین کاپ : 1959 و 1957
پگوآنا کوپا دل موندو ده کلوبز : 1953 و 1956
ملی :
آرژانتین
کوپا آمه ریکا : 1947
فردی :
1947
بازیکن سال آمریکای جنوبی
آقای گل آمریکای جنوبی (27 گل)
آقای گل لیگ آرژآنتین (27 گل)
بهترین بازیکن کوپا آمه ریکا
1951
آقای گل لیگ کلمبیا (31 گل)
اقای گل آمریکای جنوبی (31 گل)
1953
بازیکن سال آمریکای جنوبی
آقای گل باشگاه های جهان
1954
جایزه ی پی چی چی
1956
برترین بازیکن سال جهان برترین
توپ نقره ای اروپا از جانب فرانس فوتبال
پی چی چی
1957
بازیکن سال اروپا از جانب فرانس فوتبال
پی چی چی
برترین بازیکن سال جهان
برترین ورزشکار سال اسپانیا
1958
پی چی چی
برترین گلزن لیگ اروپایی (10گل)
1959
بازیکن سال اروپا از جانب فرانس فوتبال
پی چی چی
برترین بازیکن سال جهان
برترین ورزشکار سال اسپانیا
پی چی چی
1960
برترین ورزشکار سال اسپانیا
1961
برترین ورزشکار سال اسپانیا
1962
برترین ورزشکار سال اسپانیا
1964
برترین ورزشکار سال اسپانیا
2004
قرار گرفتن در لیست برترین بازیکن قرن

مجموع گلهای تاریخ بازیگری : 1966-1945 >> 893 گل در 1126 بازی

بیوگرافی ریکاردو زامورا

ریکاردو زامورا مارتینز (21 ژانویه 1901 – 15 سپتامیر 1978} دروازه بان سابق رئال مادرید و بارسلوناست که هم برای تیم ملی اسپانیا و هم برای منتخب کاتالان بازی کرده است .

زامورا در یک نگاه :
نام کامل : ریکاردو زامورا مارتینز ** تاریخ تولد : 21 ژانویه 1901 ** تاریخ فوت : 15 سپتامبر 1978 (77 سال) ** محل تولد : بارسلونا ، اسپانیا ** محل فوت : بارسلونا ، اسپانیا ** قد : 1.86 متر ** پست بازی : دروازه بان
باشگاه نوجوانی : یونیورسیتاری
باشگاه ها : {1916 – 1919} اسپانیول ** {1919 – 1922} بارسلونا ** {1922 – 1930} اسپانیول ** {1930 – 1936} رئال مادرید (82 بازی بدون گل ** {1930 – 1938} او جی سی نایس
عرصه ملی : {1920 – 1930} منتخب کاتالان ** {1920 – 1936} تیم ملی اسپانیا (46 بازی بدون گل}
تیمهای تحت مربیگری : اتلتیکو آویاسیون ** سلتاویگو ** مالاگا ** اسپانیا ** اسپانیول

عصر بازیگری :
اسپانیول :
زامورا فوتبالش را با تیم یونیور سیتاری آغاز کرد پیش از پیوستنش به اسپانیول در 1916 . او به اسپانیول کمک کرد تا در سال 1918 قهرمان جام کاتالونیا شود . او سپس در سال 1919 راهی بارسلونا شد و بعد از سه فصل موفق با این تیم در سال 1922 به این تیم بازگشت . در فوریه 1929 اولین بازیش را در لالیگا با اسپانیول انجام داد و در همین سال با این تیم قهرمان جام کاتالونیا شد و اولین کوپا دل ری اش را با این تیم برد . این تیم توسط جک گرین ول مربیگری می شد و ریکاردو ساپریزا نیز در این تیم بود . در مرحله ی یک چهارم نهایی کوپا دل ری در مجموع 9-3 اتلتیکو، 3-1 بارسلونا را در نیمه نهایی و 2-1 رئال مادرید را در فینال شکست داد . بعد از انجام 26 بازی در لالیگا برای اسپانیول به رئال مادری که در آن زمان با نام منتخب مادرید فعالیت می کرد پیوست .
بارسلونا :
بین 1919 و 1922 ، زامورا یکی از اعضای برجسته ی بارسلونای اسطوره ای بود مربی این تیم جک گرینول بود و بازیکنانی نظر جوزپ سامیتیر ، فلیکس سه سوماخا ، پائولینو آلکانتارا در این تیم بود . او همراه با این تیم سه بار جام کاتالونیا را برد و دو بار نیز کوپا دل ری را کسب کرد .
رئال مادرید :
در 1930 زامورا به رئال مادرید پیوست که در ان زمان به نام منتخب مادرید شناخته می شد . او یکی از چندین خرید جدید این تیم بود که یاکینتو کوئینکوکز هم در این میان بود . در طی 32 – 1931 ، آنها به باشگاه کمک کردند که برای اولین بار لالیگا را ببرد . در فصل بعد جوزپ سامی تیر مربی این تیم شد و دوباره لالیگا را کسب کردند . در 1934 ، قرانسیسکو برو مربیگری رئال مادرید را به غهده گرفت و با این تیم دوباره کوپا اسپانیا را بدست آورد . ذر این سال آنها والنسیا را تحت مربیگری جک گرین ول با نتیجه 2-1 بردند . در فینال 1936 رئال برای اولین بار در طول تاریخ در فینال کوپا با بارسلونا مواجه شد و رئال مادرید علیرغم ده نفره بودن در اغلب بازی توانست بارسا را در مستایا 2 بر یک شکست دهد . تلاشهای بارسا در دقایق پایانی برای تساوی با نمایش خیره کننده ی زامورا و دریافت یک توپ سخت از جوزپ اسکولا به نتیجه نرسید .
عرصه ی ملی :
در 1920 به همراه جوزپ سامیتیر ، فلیکس سه سوماخا ، پی چی چی و خوزه ماریا بلائوسته اعضای اولین تیم ملی اسپانیا را تشکیل دادند . مربی این تیم فرانسیسکو برو بود و به همراه این تیم ، زامورا توانست مدال نقره ی المپیک 1920 را ببرد . زامورا 46 بازی ملی برای تیم ملی اسپانیا دارد و در جام جهانی 1934 نیز حضور داشته است .
زامورا همچنین 13 بازی ملی برای منتخب کاتالان انجام داده است . هر چند که این آمار مبنای تاریخی دقیقی ندارد و ممکن است زامورا بازیهای بیشتری انجام داشته باشد . زامورا همراه با جوزپ سامیتیر ، ساخیباربا و پائولینو آلکانترا به تیم منتخب کاتالان کمک کردند تا سه بار بازیهای میان منطقه ای را در دهه ی 1920 به نام کوپا پرینسپ را ببرد .

زندگی در جنگ اسپانیایی سویل :
در جولای 1936 ، در اوایل جنگ اسپانیایی سویل ، روزنامه ی آ ب ث گزارش اشتباهی مبنی بر این که زامورا توسط جمهوری جمهوری خواهان کشته شده است را ارائه داد . ملی گرایان تلاش کردند که از این نهایت بهره برداری را انجام دهند . هر چند که زامورا زنده و سلامت بود اما شایعات درباره ی مرگ او گسترش می یافت . او توسط نظامیان جمهوری خواه دستگیر شد و سپس به زندان مودلو انداخته شد . پس از او افرادی همچون رامون سارانو سونیر و رافائل سانچز مازاس نیز کشته شدند . در زمان حاکمیت ملشور رودریگز گارسیا بدلیل تمایلش به فوتبال و صحبت کردن با گارد در این باره او همچنان در زندان ماند . سرانجام با پا در میانی سفارت آرژانتین زامورا از زندان آزاد شد . او سپس راهی فرانسه شد . جایی که او دوباره به جوزپ سامیتیر در او جی سی نایس پیوست . او سپس در 8 سپتامبر 1938 1938 به اسپانیا بازگشت و در یک بازی به احترام سربازان ملت گرا در غالب تیم منتخب اسپانیا برابر رئال سوسیه داد قرار گرفت .

عرصه ی مربیگری :
در 1939 زامورا به عنوان مربی اتلتیکوبرگزیبده شد . سپس این تیم به اتلتیک آویاسیون و بعد ها اتلتیکو آویاشسیون شناخته شد . این تیم در آن زمان به عنوان تیم نیروی هوایی اسپانیا شناخته می شد . این تیم با زامورا اولین لالشگایش را در 1940 برد و سپس این عنوان را در 1941 تکرار کرد . در 1946 به سلتاویگو پیوست . در 1946 سلتای بزرگی ساخت که بازیکنانی همچون پاهینیو و میگل مونیز در این تیم بودند و با این تیم در لیگ چهارم شد و راهی فینال کوپا دل جنرالیسمو شد . در جوئن 1952 ، او برای دو بازی مربیگری تیم ملی اسپانیا را به عهده گرفت . سپس به سلتاویگو بازگشت و بعد در دوره مربیگری اسپانیول را به عهده گرفت .

حواشی زندگی او :
* زامورا ملقب به ال دیوینو ، به خاطر پوشیدن کلاه لبه دار و یک شال گردن سفید در زمین فوتبال مشهور است که بعهدها توسط چن تن از بازیکنان معاصرش تقلید شد . او می گفت که به این دلیل این گونه لباس می پوشد که از آفتاب و مخالفانش در امان بماند .
* او همچنین به خاطر شجاعتش شهره است . در 1929 ، که برای تیم ملی اسپانیا برابر انگلیس بازی می کرد ، او بدلیل دریافت یک توپ موجب شکستگی جناغ سینه اش شد . اسپانیا آن بازی را 4 بر 3 برد و اولین تیمی بود که در خارج از بریتانیا این تیم را مغلوب کرد . دریافت استثنایی او نیز در دقیقه آخر فینال کوپا اسپانیا در بازی رئال مادرید - بارسلونا در سال 1936 نیز به یاد ماندنی است .
* در حال حاضر جایزه ی بهترین دروازه بان لالیگا به افتخار این بازیکن به نام عنوان ریکاردو زامورا شناخته می شود .
* او توسط مجله ی ورلدساکر به عنوان یکی از برترین بازیکنان قرن بیستم انتخاب شده است .
* او به مدت 38 سال به عنوان بازیکنی که بیشترین بازی ملی را دارد شناخته می شد تا این که خوزه آنخل ایریبار جای او را گرفت .
* او بدلیل عادت نوشیدن کونیاک و کشیدن سه بسته سیگار در روز شهره بود .
* در طی بازیهای المپیک 1920 ، در بازی برابر ایتالیا یک تمشاگر مخالف را با مشت مضروب کرد و از زمین اخراج شد .
* پس از پایان المپیک همان سال ، در راه بازگشت بدلیل قصد داشتن برای قاچاق سیگار هاوانا توسط پلیس دستگیر و راهی زندان شد .
* در 1922 بدلیل دروغ گفتن به مسئولین مالیات در مورد مبلغ دریافتی اش از اسپانیول از کار معلق ماند . او در آن سال تنها 40 هزار پزو از 150 هزار پزویی که باید از اسپانیول میگرفت را گرفت .
* موضع روشن زامورا نیز همیشه سرزبانها بود . او علیرغم بازی برای تیم منتخب کاتالان به رد کردن بازی برای تیم ملی کاتالان متهم بود زیرا اکثر دوران بازی اش را در رئال مادرید و اسپانیول گذرانده بود .
* در 1934 ، مدال برتر جمهوری خواهی را توسط همنامش نیکتو الکالا زامورا رئیس جمهور دولت دوم جمهور خواهان دریافت کرد هر چند که در طی جنگ سویل مورد سوء استفاده ی ملی گرایان قرار گرفت و در یک بازی به احترام سربازان ملی گرایان حضور یافت .

افتخارات :
بازیکن :
اسپانیول :
+ کوپا دل ری : 1 (29-1928)
+ جام کاتالان :2 (1918 و 1929)
بارسلونا :
+ کوپا دل ری : 2 (1920 و 1922)
جام کاتالان : 3 (1920 و 1921 و 1922)
رئال مادرید :
+ جام اسپانیا : 2 (1932 و 1933)
+ کوپا اسپانیا : 2 (1934 و 1936)
منتخب کاتالان :
+ جام منطقه ای : 3 (1922 ، 1924 و 1926)
اسپانیا :
+ مدال نقره ی بازیهای المپیک 1920
مربیگری :
اتلتیکو آویاسیون :
+ لیگ اسپانیا : 2 (1940 و 1941)
سلتاویگو :
+ نایب قهرمانی کوپا دل جنرالیسمو : 1948

بیوگرافی فرانس پوشکاش

                           

فرانس پوشکاش (2 آوریل 1927 تا 17 نوامبر 2006) با عناوین پوشکاش فرانس یا فرانس پوشکاش بیرو یک اسطوره ی فوتبال مجارستان و یکی از برترین فوتبالیست های تاریخ است . او رکورد شگفت انگیز 84 گل در 85 بازی ملی را برای مجارستان به ثبت رساند و 514 گل در 529 بازی باشگاهی در اسپانیا و مجارستان به ثمر رساند .

پوشکاش در یک نگاه :
نام کامل : فرانس پوشکاش بیرو ** تاریخ تولد : 2 آوریل 1927 ** محل تولد : بوداپست مجارستان ** تاریخ مرگ : 17 نوامبر 2006 ** پست : فوروارد
باشگاه ها ی عصر بازیگری : کیس پست ، هان ود (1943 تا 1956) :: 349 بازی و 358 گل :: ، اسپانیول {مهمان} (1957) ، رئال مادرید (1958 تا 1966) :: 180 بازی و 156 گل ::
عرصه ی ملی :  مجارستان (1945 تا 1956) :: 85 بازی و 84 گل :: ، اسپانیا (1961 تا 1962) :: 4 بازی بدون گل ::
عرصه ی مربیگری : هرکولس (1967) ، ونکوور رویال (1968) ، آلاوز (1968 تا 1969) ، پاناتینایکو (1970 تا 1974) ،  مورسیا (1975) ، کولو کولو (1975 تا 1976) ، عربستان سعودی (1976 تا 1977) ، آاک آتن (1978 تا 1979) ، المصری (1979 تا 1982) ، سول ده آمه ریکا (1985 تا 1986) ، سرو پارتنیو (1986 تا 1989) ، هلاس ملبورن جنوب (1989 تا 1992) ، مجارستان (1993)

زندگی در مجارستان :
سالهای اولیه :
پوشکاش در فرانس پورژلد در بودابست متولد شد و در کیس پست روستایی نزدیک این شهر پرورش یافت. امروز کیس پست در حوزه ی بوداپست است . او ده ساله بود که پدرش سر فرانس نام خانوادگیشان را به پوشکاش تغییر داد . تیم محبوبش آرسنال بود و در آغاز فوتبالش بازیکنان محبوبش تد دریک و ریکاردو زامورا بودند . او فوتبال حرفه ایش را با تیم آث کیس پست آغاز کرد جایی که پدرش نیز پیشتر در آن توپ می زد و در آن زمان مربی آن بود . او از اسم مستعار میکولوس کواش استفاده کرد تا سن پایینش (تنها 12 سال داشت) مورد توجه قرار نگیرد . همبازی او در این تیم ژوزف بوژیک بود که بعد ها در تیم طلایی با او همبازی شد . او اولین بازی اش را برای کیس پست در نوامبر 1943 انجام ذلذ در یک بازی برابر نگی وایراد .
کیس پس جایزه برتربن خط دفاع را در سال 1949 برنده شد و این تیم به سربازان مجاری تعلق گرفت و از ان پس با نام هان ود فعالیت کرد و از آن پس به بازیکنان درجات نظامی تعلق گرفت و پوشکاش به "مهاجم کبیر" ملقب شد . از ان پس هان ود برترین تیم مجارستان شد و بازیکنانی همچون سلطان ژیبور و ساندور کوشیس به این تیم ملحق شدند .
پوشکاش به هان ود کمک کرد تا پنج بار لیگ را ببرد و همچنین در سالهای 1948 و 1950 و 1951 و 1953 به ترتیب با 50 ، 31 ، 25 و 27 گل برترین گلزن لیگ شد و در سال 1948 نیز برترین گلزن اروپا شد .

مجارهای مقتدر :
پوشکاش کار خود را با مجارستان در 20 اگوست 1945 آغاز کرد و در پیروزی 5-2 برابر اتریش گلزنی کرد . او در 85 بازی خود برای تیم ملی مجارستان 84 گل به ثمر رساند . رکورد گلزنی ملی او شامل هت تریک برابر اتریش ، لوکزامبورگ ، و 4 گل در پیروزی 12-0 برابر آلبانی می شود . با وجود سلطان ژیبور و ساندور کوشیس و ژوزف بوژیک و نادور هیدگ کوتی و فرانس پوشکاش نسل طلایی مجارستان طلوع کرده بو . این تیم توانست رکورد 32 بازی ملی بدونت شکست را از خود به جای بگذارد .
در طی این حرکت آنها در بازیهای المپیک 1952 یوگسلاوی را در فینال هلسینکی 2 بر صفر مغلوب کردند . پوشکاش در این مسابقات 4 گل به ثمر رساند که یک از گلها شامل فینال می شود . همچنین آنها به انگستان دو بار درس فوتبال دادند . در 1953 آنها انگلیس را 6-3 شکست دادند و اولین تیم غیر انگلیسی بودند که این تیم را در ویمبلی مغلوب کردند . در ملاقات بعدی مجارها انگلستان را 7 بر یک در بوداپست مغلوب کردند جایی که انگلیس سنگین ترین شکست تاریخ ملی اش را تجربه کرد . پوشکاش در هر کدام از این دو بازی دو بار گلزنی کرد . فوتبالی که مجارها بازی می کردند فوتبالی بود که 20 سال به فوتبال هلندی معروف شد .
در سال 1953 آنها قهرمان اروپای مرکزی شدند . مجارستان قهرمانی را با 11 امتیاز برد . پوشکاش این تورنمنت را با 10 گل به پایان برد و بهترین گلزن این بازی ها شد و در بازی ایتالیا که در استادیوم المپیک بود و ایتالیا 3-0 مغلوب شد دو بار گلزنی کرد .
پوشکاش در جام جهانی 1954 ذر اولین مرحله ی بازیها 3 گل به ثمر رساند . آنها کره جنوبی را 9-0 و سپس آلمان غربی را 8-3 دیفیت کردند . در مرحله ی بعدی با تکلی که ورنر لیبریش انجام داد پوشکاش مصدوم شد و تا بازی پایانی در مصدومیت به سر برد . پوشکاش در بازی یک چهارم برابر برزیل که به نبرد برن مشهور شد حضور نداشت اما بعد از بازی به عنوان یک تماشاگر بطری را به سر پینیه رو بازیکن بزریل پرتاب کرد یعضی اعتقاد دارند که این امر کار پوشکاش نبوده است .
پوشکاش در فینال جام جهانی 1954 برابر آلمان غربی قرار گرفت . هر چند که هنوز سلامت کاملش را بدست نیاورده بود . علیرغم این او چهارمین گلش را در این تورنمنت به ثمر رساند تا مجارستان 6 دقیقه پس از شروع بازی به ثمر برساند و ژیبور نیز دو دقیقه بعد گل دیگری به ثمر رساند . به نظر می رسید که محبوبان پیش تورنمنت بتوانند قهرمانی را کسب کنند اما پیش از پایان نیمه اول آلمان غربی هر دو گل را پاسخ گفت و همه چیز از نو آغاز شد . با شروع نیمه دوم به نظر می رسید که مجارها بازی را از دستمرفته می دیدند و درست شش دقیقه پس از شروع بازی آلمان غزبی گل پیروزی را به ثمر رساند . دو دقیقه مانده به پایان بازی پوشکاش گل تساوی را یه ثمر رساند اما این گل به خاطر آفساید غیرقابل قبول واقع شد . مجارستان 3-2 باخت و رکورد بی شکستی نیز به پایان رسید ...

تور جهانی هان ود :
هانود در سال 1956 وارد جام اروپایی شد و در مرحله اول مقابل بیلبائو متوقف شد . هانود بازی رفت را در باسک 3-2 مغلوب شد اما پیش از ان که بتواند بازی برگشت را در خانه انجام دهد آشوب مجارستانی در بوداپست رخ داد . بازیکنان تصمیم گرفتند که این بازی را در استادیوم هایسل بروکسل انجام دهند . پوشکاش به گلهای متوالش اش سبب شد که این بازی 3 بر 3 به پایان رسد اما در مجموع بیلبائو با نتیجه ی 6-5 راحی مرحله ی بعد شد تا بازیکنان مجاری راهی برزخ شوند . آنها توسط خانواده هایشان در بوداپست احضار شدند اماعلیرغم مخالفت فیفا و فدراسیون مجارستان آنها برنامه ی یک تور جهانی به ایتالیا ، پرتغال ، اسپانیا و برزیل را ریختند . بعد از بازگشت به اروپا بازیکنان هر کدام راهی را پیش گرفتند . مثلا بوژیک به مجارستان بازگشت و ژیبور و پوشکاش چند باشگاه در غرب اروپا یافتند .

زندگی در اسپانیا :
رئال مادرید
بعد از رد بازگشت به مجارستان پوشکاش چند بازی غیر رسمی برای اسپانیول ، بوونتوس و میلان انجام داد بدون این که با آنها قرارداد ببندد . اما او با محرومیت 2 ساله از سوی یوفا برای بازی در اروپا مواجه شده بود . او ابتدا به اتریش و سپس به ایتالیا رفت . بعد از پایان محرومیتش تلاش کرد که به ایتالیا برود اما نتوانست تیم  بالاجدولی خوبی را متقاعد کند که او را به خدمت بگیرد . اکثر مربیان ایتالیایی به سن و وزنش ایراد می گرفتند . بهر حال در 1958 به رئال مادرید پیوست و در 31 سالگی راهی دومین تیم دوران بازیگری اش شد .
در طی لالیگا پوشکاش سه بار هت تریک کرد که یکی از آنها شامل دومین بازی اش در لیگ برابر اسپورتینگ گیجون در 21 سپتامبر 1958 بود . در بازی مقابل لاس پالماس در 4 ژانویه 1959 پوشکاش و آلفردو دی استفانو در برد 10 بر یک هت تریک کردند . در طی فصل 61-1960 پوشکاش 4 بار برابر الخ و در ادامه ی فصل 5 گل برابر تیمهای دیگر به ثمر رساند .
پوشکاش در سال 1963 دو بار برابر بارسلونا هت تریک کرد . یک بار در برنابئو و یک بار در نیوکمپ . در طی هشت فصل با رئال پوشکاش 180 بار در لالیگا بازی کرد و 156 گل به ثمر رساند . او 20 یا بیشتر در 6 فصل از حضورش در لیگ اسپانیا به ثمر رساند و چهار بار پی چی چی را برد . در 1960 ، 1961 ، 1963 و 1964 به ترتیب 26 ، 27 ، 26 و 20 گل به ثمر رساند . او به رئال کمک کرد تا پنج بار پیاپی بین سالهای 1961 تا 1965 لالیگا و در 1962 کوپا دل جنرالیسمو را ببرد . او هر دو گل پیروزی 2-1 برابر سویا را در فینال کوپا به ثمر رساند .
همچنین پوشکاش 39 بار برای رئال در جام اروپایی به میدان رفت و 35 گل به ثمر رساند . او با گلزنی در بازی رفت نیمه نهایی برابر اتلتیکو به رئال کمک کرد تا در سال 1959 به بازی فینال راه یابد . اما فینال را بدلیل مصدومیت از دست داد . هر چند که فصل بعد او این را حبران کرد . او جام اروپایی 1960 را با هت تریک در برابر تیم یونس ایش آغاز کرد و در نیمه نهایی برابر بارسلونا او با به ثمر رساندن سه گل در دو بازی رفت و برگشت تیم را راهی فینال کرد . در پرگل ترین فینال تاریخ پوشکاش و آلفردو دی استفانو هر کدام با به ثمر رساندن 3 و 4 گل موجبات برد 7-3 برابر آینتراخت فرانکفورت را فراهم ساختند . در فینال جام بعدی برابر بنفیکا نیز توانست برابر بنفیکا هت تریک کند و رئال با نتیجه ی 5-3 این جام را نیز نصیب خود کند . در هردو بازی برابر فاینورد در دور شروع نسل جدید رئال مادرید او توانست به همراه این تیم جام اروپایی 1966 را کسب کند .
تیم ملی اسپانیا
در 1962 پوشکاش ملیت اسپانیایی را پذیرفت و چهار بار برای اسپانیا بازی کرد . سه بازی از این چهار بازی در جام جهانی 1962 انجام شد او در هیچ کدام از این بازیها موفق به گلزنی نشد .

عصر مربیگری :
بعد از بازنشستگی به عنوان یک بازیکن ، پوشکاش یک مربی شد و تیمهای اروپا ، شمال آمریکا ، جنوب آمریکا ، آفریقا ، آسیا و استرالیا را هدایت کرد . نقطه اوج مربیگری او رهنمون ساختن پاناتینایکو به فینال جام اروپایی بود . این در طول تاریخ تنها بازی بود که یک باشگاه یونانی توانست به فینال جام اروپایی راه یابد . بعد از شکست اورتون در یک چهارم نهایی با حساب گل در خانه ی حریف به مرحله ی بعد راه یافتند . در مرحله رفت بازی نیمه نهایی با یک بازی دراماتیک 4 بر یک مغلوب ستاره سرخ بلگراد شدند اما در بازی برگشت در خانه 3 بر صفر برنده شدند و دوباره با احتساب گل زده در خانه حریف به فینال را یافتند . فینال ذر استادیوم ویمبلی انجام می شد و پوشکاش پس از سالها به ویمبلی بازگشت . پاناتینایکو چند موقعیت گل داشت اما همه آنها را از دست داد و 2-0 مغلوب یوهان کرایف آژاکسی شد . در طی پنج سال حضورش در پاناتینایکو دو بار قهرمانی یونان را برد موفقیت های او در یونان موجب شد که هواداران پاناتینایکوس او را مربی محبوب خود بنامند .
بر خلاف انتظار پوشکاش نتوانست موفقیت دوران بازیگرش اش را در دوران مربیگری اش نیز ادامه دهد . پس از مسافرتهای فراوان به قاره های مختلف او به استرالیا رفت و به تیم هلاس ملبورن جنوب توانست عنوان برترین باشگاه اقیانوسیه را در سال 1991 ببرد .

افتخارات :
مدال طلای المپیک 1952 هلسینکی با تیم المپیک مجارستان
باشگاهی :

هان ود >> لیگ مجارستان ( 1950 و 1952 و 1955)
رئال مادرید >> لالیگا ( 1961 و 1962 و 1963 و 1964 و 1965)
>> کوپا دل جنرالیسمو (1962)
>> جام اروپایی (1959 و 1960 و 1966) – نایب قهرمانی (1962)
>> جام بین قاره ای (1960)
ملی :
>> قهرمانی المپیک (1952)
>> قهرمانی مرکر اروپا (1953)
>> فینالیست جام جهانی (1954)
فردی :
پی چی چی ( 1960 و 1961 و 1963 و 1964)
مربیگری :
پاناتینایکو >> لیگ یونان ( 1971 و 1972)
>> جام اروپایی {نایب قهرمان} (1971)
هلاس >>فهرمان اقیانوسیه (1991)
>> جام ان اس ال (1990)
>> داچرتی کاپ (1989 و 1991)


بیوگرافی زیدان

         

زین الدین زیدان ، اسطوره رئال مادرید و فوتبال فرانسه است که برخی او را یکی از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال جهان می دانند .

نگاهی کوتاه به زیدان :
نام کامل : زین الدین یزید زیدان ** روز تولد : 23 ژوئن 1972 ** مکان تولد : مارسی فرانسه ** قد : 1.85 متر ** پست بازی : هافبک تهاجمی ( بازنشسته)
باشگاه های دوره جوانی: {1982-1983} سن هنری ** {1983-1987} سپ تمز والون ** {1987-1988} کن
باشگاه های اصلی : {1988-1992} آث کن {61 بازی و 6گل) ** {1992-1998} بوردو(135 بازی و 28 گل) ** {1998-2001} یوونتوس ( 151 بازی و 24 گل) ** رئال مادرید (155 بازی و 37 گل)
عرصه ی ملی : {1991-2006} فرانسه (108 بازی و 31 گل)

 

زین الدین یزید زیدان (متولد 23 ژوئن 1972 در مارسی) ملقب به زیزو فوتبالیست سابق و حرفه ای فرانسه است که اصلیتی الجزایری دارد . این ستاره با تیم ملی فرانسه در سال 1998 قهرمان جهان و یورو 2000 شد و همچنین در سال 2006 به توپ طلای جام جهانی رسید و در فینال پس از درگیری با مارکو ماتراتزی از زمین اخراج شد .
او در 4 باشگاه اروپا بازی کرده است که در این میان نامهای یوونتوس و رئال مادرید دیده می شود که با آنها لالیگا و سری آ را برده است . او در فینال چمپیونزلیگ 2002 گل پیروزی بخش رئال مادرید را به ثمر رساند و جزء دو بازیکنی است که سه بار عنوان برترین یازیکن سال جهان را کسب کرده است (دیگری رونالدو است) و سه بار دیگر هم جزء سه بازیکن برتر سال بوده است و در سال 1998 برترین بازیکن سال اروپا شده است . در سال 2004 مردم او را به عنوان برترین بازیکن نیم قرن اخیر اروپا برگزیدند و همچنین توسط په له به عنوان یکی از 125 بازیکن برتر تاریخ جهان انتخاب شده است .

عرصه ی باشگاهی
سالهای اولیه ، کن و بوردو
زیدان زمانی که خیلی کودک بود (10 سالگی) فوتبال را با  تیم سن هنری - یک باشگاه محلی در کاستیانه در حوزه های مارسی- شروع کرد . در 14 سالگی ، او سپ تمز را رها کرد وبرای اولین سال در یک تیم حرفه ای حضور یافت . استعدادیاب  آث کن "ژین وارائود" او را کشف کرد و او به این باشگاه رفت تا تنها شش هفته در این باشگاه بماند اما به دلیل هنرش در این تیم پذیرفته شد  حضور او در این تیم و بازی در سطح حرفه ای چهار سال ادامه یافت .
زیدان در هفده سالگی در لاشامپیونه حضور یافت و اولین گلش را در 8 فوریه 1991 به ثمر رساند که او به عنوان هدیه برای این گل یک جایزه از رئیس تیم دریافت کرد . اولین فصل او با کن با راهیابی این تیم به جام یوفا توام شد .
زیدان در فصل 93-1992 به بوردو ترانسفر شد و با این تیم در سال 1995 قهزمان جام اینترتوتو و در فصل 96-1995 نایب قهرمان جام یوفا در چهار سال حضور در این باشگاه شد . او در این تیم با "لیزارازو" و "کریستوف دوگاری" همراه شد که این سه نفر با هم در جام جهانی 1998 و در بوردو به یک نماد تبدیل شدند . در 1995 "کنی دالگلیس" مربی بلکبرن به خرید هر دوی دوگاری و زیدان ابراز علاقه کرد که در این زمان "جک واکر" مدیر  تیم به او پاسخ داد : "چرا می خواهی زیدان را بخری در حالی که ما "تیم شر وود" را داریم ؟"

یوونتوس (1996-2001)
در 1996 ، زیدان با 3 میلیون پوند راهی تیم قهرمان چمپیونزلیگ ، یوونتوس شد . زیدان در تیم "مارچلو لیپی" با بازیسازی فوق العاده اش در فصل 97-1996 قهرمان اسکودتو کرد و مسابقه ی جام بین قاره ای برابر ریور پلات را  1-0 برد . او همچنین به فینال چمپیونرلیگ 1997 راه یافت که در این سال یووه 3-1 مغلوب بوروسیا دورتموند شد .
او با 7 گل در 32 بازی یوونتوس را بازی کرد تا در فصل بعد از قهرمانی اش در ایتالیا دفاع کند و همچنین برای دومین سال پیاپی راهی فینال چمپیونزلیگ شود که در این سال 1-0 مغلوب رئال مادرید (به مربیگری "یوپ هنکس") شود . در 01-2000 یوونتوس با دو امتیاز کمتر از رم در ایتالیا دوم شد . در مجموع او 24 گل در 5 فصل حضورش در یوونتوس به ثمر رساند و یا این تیم یک جام بین قاره ای ، جام اینترتوتو 1999 و دو اسکودتو را برد .

رئال مادرید (2001-2006)
در 2001 ، زیدان با 76 میلیون یورو به عنوان گرانقیمت ترین بازیکن تاریخ فوتبال قرارداد چهار ساله ای با رئال مادرید منعقد کرد .
او در این تیم به موفقیتهای پی در پی تیمی و فردی رسید که اوج آنها شلیک فوق العاده ی او در فینال چمپیونزلیگ سال 2002 در پیروزی 2-1 برابر لورکوزن در گلاسکو بود . در فصل بعد ، رئال مادرید سوپرکاپ اروپا و سوپر کاپ اسپانیا را برد و زیدان به عنوان برترین بازیکن سال در سال 2003 برای سومین بار برگزیده شد تا در این عرصه با رونالدو برابر شود .
او اولین و آخرین هت تریک خود را در رئال مادرید در پیروزی 4-2 برابر سویا انجام داد . آخرین سال بازیگری زیزو چندان مثمر ثمر نبود . او با رئال خیلی زود از جام پادشاهی (به مربیگری "رومن لوپز کارو") و چمپیونزلیگ (به مربیگری "واندرلی لوکزامبورگو") کنار رفت و فصل را با 12 امتیاز اختلاف نسبت به بارسلونا در رتبه دوم به پایان رساند .
در 7 می 2006 او رسما اعلام کرد که یک ماه بعد بازنشسته می شود . آخرین بازی او با رئال مادرید با گلزنی در تساوی 3-3 برابر ویارئال همراه بود . هم تیمی های زیدان در این بازی با پوشیدن پیراهنهایی که در کنار لوگوی رئال مادرید "زیدان 2006-2001" نوشته بود از او یاد کردند . هواداران در طول بازی زیدان را تشویق کردند . او در این بازی پیراهنش را با "خوان رومن ریکلمه" (ستاره ی محبوب فعلی من!) تعویض کرد . هواداران با گفتن کلمه ی "مرسی" به تشویق وی پرداختند .

عرصه ی ملی
این گونه شایعه شده است که زیدان در حالی که می توانست بین فرانسه و الجزایر یک تیم را انتخاب کند بازی در الجزایر را انتخاب کرد اما گویا عبدالحمید کرمالی مربی وقت الجزایر از استفاده از او امتناع کرد زیرا اعتقاد داشت که این بازیکن جوان سرعت کافی ندارد . زیدان در سال 2005 این شایعه را رد کرد و گفت که زمانی بحث بازی در الجزایر مطرح شد که او برای فرانسه بازی کرده بود و چاره ای نبوده است .
او اولین بازی ملی اش را برای تیم ملی فرانسه با حضور از دقیقه 63 بازی دوستانه برابر جمهوری چک در 17 آگوست 1994 انجام داد که این بازی 2-2 تمام شد و زیدان هر دو گل بازی را به ثمر رساند تا فرانسه از شکست 2-0 فرار کند .

یورو 1996
در این زمان ، "امه ژاکه" مربی وقت فرانسه ترجیح داد که از او در کنار "اریک کانتونا" ستاره ی وقت منچستر یونایتد استفاده کند اما پس از مصدومیت بلند مدت کانتوتا در ژانویه 1995 پس از برخورد با یک هوادار ، ژاکه تصمیم گرفت که زیدان را تنها بازیساز تیمش کند . علیرغم تمامی انتقادات کارشناسان و هواداران در مورد این اقدام او ، فرانسه راهی نیمه نهایی یورو 1996 شد که در این مرحله در حالی که در وقت قانونی بازی 0-0 شد در ضربات پنالتی جمهوری چک برنده شد .

جام جهانی 1998
در دومین بازی فرانسه در دور اول زیدان در پیروزی 4-0 برابر فرانسه زیدان با کارت قرمز مواجه شد و دو بازی محروم شد . او در این بازی به "فواد امین" بازیکن عربستان لگد زد . او بعدها اظهار داشت که امین به او اهانت کرده است . بعد از پیروزی در ضربات پنالتی برابر ایتالیا ، او دو گل با ضربه ی سر برابر برزیل دئر فینال به ثمر رساند تا این تیم با نتیجه ی 3-0 برنده ی جام جهانی 1998 شود .

یورو 2000
زیدان با بازیهای موثرش به تیم کمک کرد تا به فینال یورو 2000 راه یابد . او در مقابل اسپانیا در یک چهارم نهایی یک کاشته  به ثمر رساند و در نیمه نهایی هم با یک ضربه ی پنالتی برابر پرتغال گل طلایی را به ثمر رساند . فرانسه در فینال با برد برابر ایتالیا قهرمان اروپا شد تا پس از آلمان غربی 1974 دومین تیمی باشد که چنین کاری می کند . فرانسه از سوی یوفا به مقام  تیم اول جهان رسید .

مصدومیت ، بازنشستگی و بازگشت (2002-2006)
مصدومیت ران پا مانع از بازی زیزو در دو بازی اول جام جهانی 2002 شد او برای بازی سوم به طور ناقص آماده شد و نتوانست کار خاصی برابر دانمارک انجام دهد و این تیم بدون زدن حتی یک گل از این جام کنار رفت .
آنها راهی یورو 2004 شدند تا از موفقیتهای پیشینشان دفاع کنند . زیدان و تیمش بسیار استوار بودند و زیدان یک پنالتی و یک کاشته به ثمر رساند تا این تیم در مرحله گروهی 2-1 انگلیس را ببرد . در 12 ژوئن 2004 بعد از شکست حیرت انگیز فرانسه برابر یونان این تیم حذف شد و زیدان تصمیم گرفت که از فوتبال ملی کناره گیری کند هر چند که تلاشهای "ریموند دومنک" و به مشکل خوردن فرانسه برای راهیابی به جام جهانی 2006 موجب شد که زیدان در 3 آگوست 2002 زیدان اعلام کرد که بازنشستگی را کنار گذاشته و بلافاصله کاپیتان تیم شد. او با برد 3-0 برابر جزایر فارو در 3 سپتامبر 2005 حضور پر قدرتی داشت و فرانسه صدرنشین گروه خود شد . در 25 آوریل 2006 بعد از یک فصل مصدومیت در رئال مادرید زیدان اعلام کرد که پس از جام جهانی 2006 رسما از فوتبال حرفه ای کناره گیری می کند .
در 27 می 2006 زیدان صدمین بازی ملی خود را برابر مکزیک در سنت دنیز انجام داد . این آخرین بازی او در این استادیوم بود و او چهارمین بازیکن در طول تاریخ فرانسه بود که به باشگاه صدتایی ها می پیوست . بعد از "مارسل دسایی" ، "دیدیده دشامپ" و "لیلیان تورام" .

جام جهانی 2006
فرانسه این تورنمنت را به یک نمایش ناموفق شبیه به جام جهانی کره-ژاپن شروع کرد . آنها در ابتدا با سوئیس 0-0 کردند و در آخرین دقایق بازی برابر کره گل خوردند . زیدان در این بازی به خاطر هل دادن یک مدافع کره کارت زرد گرفت که دومین کارتش در این تورنمنت بود و او را از بازی فینال گروه محروم کرد . فرانسه در بازی پایانی 2-0 توگو را شکست داد تا زیدان باز هم برای فرانسه بازی کند . در بازی با اسپانیا ضربه ی کاشته ی او با ضربه ی سر پاتریک ویرا همراه شد و در دقیقه 91 هم پنالتی او به هم تیمی اش در رئال ایکر کاسیاس موجب صعود فرانسه شد . این پیروزی فرانسه را راهی یک چهارم نهایی کرد تا فینال جام جهانی 1998 برابر برزیل در این مرحله تکرار شود . ضربه ی کاشته ی زیدان در این بازی و ارسال توپ برای تیری هانری موجب شد تا یک بار دیگر برزیل مغلوب فرانسه شود و راهی نیمه نهایی شود که زیدان در این بازی برترین بازیکن میدان شد . در نیمه نهایی برابر پرتغال در چهار روز بعد زیدان با یک پنالتی تک گل بازی را به ثمر رساند تا یک تنه تیم را به فینال برده باشد . در 9 جولای فرانسه و ایتالیا در فینال جام جهانی 2006 بازی فینال یورو 2000 را تکرار کردند .
بعد از گلزنی زیدان در دقیقه هفت از روی نقطه ی پنالتی با یک ضربه ی چیپ زیدان چهارمین بازیکن جهان  شد که در دو فینال گلزنی کرده است پیشتر فقط "پل برایتنر "، "په له" و "واوا" چنین کرده بودند . هر چند که زیدان در این بازی در دقیقه 110 از زمین اخراج شد و شانسی برای حضور در ضربات پنالتی نیافت . ایتالیا در ضربات پنالتی 5-3 برنده شد . علیرغم این کارت قرمز زیزو موفق به دریافت توپ طلای این جام شد .

انضباط
زیدان به خاطر خلق تنگ خود در زمین مشهور است به طوری که چهارده بار در طول دوران بازیگری اش از زمین اخراج شد . علاوه بر این اخراحها در حام جهانی های 2006 و 1998 او زمانی که در یوونتوس بود با ضربه ی آرنج به "یوخن کینتز" در بازی با هامبورگ در چمپیونزلیگ حمله ور شد . او یکی از چهار بازیکنی است که در فینال جام جهانی اخراج شده است . او همچنین به همراه "ریگوبرت سونگ" تنها دو بازیکنی هستند که در دو جام جهانی متفاوت اخراج شده اند . او تنها بازیکنی است که در وقت اضافه ی فینال جام جهانی اخراج شده است .

مواجهه با مارکو ماتراتزی
زیدان پس از برخورد با ماتراتزی در فینال جام جهانی از زمین اخراج شد که بعد از مسابقه رسانه ها در پی این بودند که چه حرفی از ماتراتزی زیدان را تا این حد خشمگین کرده است و زیزو را مجبور کرده است تا با ضربه ی سر به سینه ی ماتراتزی شاخ بزند . این صحنه توسط داور چهارم "لوئیز مدینا کانتالخو" گرفته شده بود و خود "هوراسیو الیزوندو"ی آرژآنتینی داور این بازی آن را ندیده بود .
صحنه های تلویزیونی اثبات کرد که ماتراتزی به زیدان توهین لفظی کرده است . رسانه های انگلیسی در مطالب خود به آنچه ماتراتزی گفته بود پرداختند . روزنامه ی "تایمز" نوشت که ماتراتزی زیدان را " فرزند تروریست فاحشه " خطاب کرده است . زیدان در اولین اظهار نظرها در این باره گفت که اگر یک بار دیگر در چنین شرایطی قرار بگیرد کار خود را تکرار می کند و توهین به خواهر و مادر او چنین واکنشی را در پی داشته است . ماتراتزی هم پذیرفت که توهین کرده است اما اعتقاد داشت که رفتار زیدان در مقابل آن کار کوچک گستاخانه بوده است !
ماتراتزی همچنین اظهار داشت که هیچ توهینی به مادر زیدان ( که در آن زمان مریض بود) نکرده است . وی گفت : "من درباره ی مادرش صحبت نکردم . من وقتی 15 ساله بودم مادرم را از دست دادم و هنوز نمی توانم درباره ی ی او به خوبی سخن بگویم " . اما زیدان جواب داد که ماتراتزی مکررا به مادر و خواهرش توهین کرده است و قطعا این صداها از دهان ماتراتزی خارج شده است . سپس در یک برنامه ی تلویزیونی از بچه ها ، فرهیختگان و بییندگان عذرخواهی کرد اما از کارش پشیمان نبود چون اعتقاد داشت که کار درستی برابر ماتراتزی انجام داده است . دو ماه بود در یک برنامه ی تلویزیونی رسما عذرخواهی از زیدان را رد کرد اما خواهان مصالحه با زیزو شد . اما گفت که زمانی که پیراهن زیدان را می کشیده است زیدان به او نیشخند تمسخرآمیز زده است و ماتراتزی نیز پاسخش را داده است که خواهرش را ترجیح می دهد ! بعدها ماتراتزی در یک برنامه ی تلویزویونی این جمله را دقیقا بیان کرد که چنین بود : "فاحشه ای را که خواهرت است ترجیح می دهم ."

عکس العمل ها
بعد از فینال "ژاک شیراک" رئیس جمهور وقت فرانسه به زیدان به عنوان قهرمان ملی درود فرستاد و او را " مرد دل و جانها" نامید . شیراک بعدها گفت که درست است که این حمله غیر قابل قبول بوده است اما فکر می کند که زیدان تحریک شده است . "عبدالعزیز بوتفلیکا" رئیس جمهور الجزایر حمایتش را در یک بیانیه ی رسمی از زیدان اعلام کرد . هر چند که "فیگارو" روزنامه ی فرانسوی این ضربه ی شاخ را "نفرت انگیز" و "غیرقابل قبول" نامید . روزنامه نگارهای مجله ی اکیپ به مقایسه ی زیدان با محمد علی پرداختند . آنها از زیدان خواستند تا به میلیونها بچه در سراسر جهان پاسخگو باشد . مجله ی تایمز او را نماد "مبارزه با فرهنگ سازی" در اروپا نامید . اما اسپانسرهای زیزو اعلام کردند که او را حمایت می کنند . این حادثه تا مدت ها در اینترنت به سوژه ای برای طرفداران فرهنگ در سراسر جهان تبدیل شده بود . این صحنه ی ویدیویی به پرطرفدارترین صحنه در یوتیوب تبدیل شده بود و  ترانه ای هم به نام کوپ بوله ( به معنای ضربه ی شاخ) به صدر آهنگهای پر طرفدار فرانسه رسید . این صحنه به نماد یک شرکت چینی به نام "مارژ گیمر" تبدیل شد .

پیگیری فیفا
فیفا پرونده ی این حادثه را در کمیته انضباطی خود گشود و از تصمیم ایزوندو برای اخراج زیدان حمایت کرد . فیفا دو بازی محرومیت برای ماتراتزی و پرداخت 5000 فرانک در نظر گرفتن و زیدان نیز سه بازی محروم شد که زیدان بازنشسته شد و از محرومیت در امان ماند .

فعالیت های نیکوکارانه
در 24 فوریه 2007 زیدان در شمال تایلند حضور یافت تا در یک بازی انساندوستانه برای تیم "کیودارون" برای مبارزه با ایدز حضور یابد . زیدان در این بازی یک گل زد و یک پاس گل به هم تیمی مالزیایی اشش داد تا این بازی 2-2 شود . این بازی 10 هزار تماشاگر داشت و 7750 دلار نیز کمک انسانی جمع آوری شد .
در 19 نوامبر 2007 زیدان در پنجمین بازی سالانه ی مبارزه با فقط در مالاگا حضور یافت که این بازی هم 2-2 تمام شد . زیدان در این بازی گل نزد اما درد دقیقه 70 موقعیت گل را برای هم تیمی اش آماده کرد . او و هم تیمی سابقش رونالدو هر ساله در یک بازی انساندوستانه ستاره های جهان را جمع آوری می کنند . او از سال 2001 به عنوان سفیر فقر برگزیده شده است. او پیش از بازی باران رونالدو - یاران زیدان گفت : "هر کسی می تواند هر کاری انجام دهد تا جهان بهتری داشته باشیم."

جایزه ها ، افتخارات و منصب ها
در 2004 ، محله ی "فوربز" زیدان را به عنوان چهل و دومین ورزشکار پردرآمد جهان با در آمد 15.8میلیون دلار در سال نامید . زیدان مدیریت یک باشگاه فرانسوی به نام "لابف فور نوویه واگ" را که باشگاهی در مارسی به مربیگری برادرش "فرید" است به عهده دارد . از سال 2000 زیدان در یک نظر سنجی روزنامه ای به عنوان یکی از محبوبترین شخصیتهای فرانسه حضور داشت . او در سالهای 2000 ، 2003 ، 2004 و 2006 رتبه ی اول در 2005 رتبه ی دوم و ذر 2001 و 2002 رتبه ی چهارم محبوبترین شخصیت فرانسه را بدست آورد .
در نوامبر 2006 ، زیدان به بنگلادش سفر کرد تا مهمان "محمد یونس" برنده ی جایزه ی نوبل شود . "ناز هاکه اتک" مدیر انگلسی بنگلادش رپر بنگلادشی نیز رفیق دیرینه ی اوست . زیدان به رسانه ها گفت که هاکه به همان خوبی ترانه هایش است . او همچنین زادگاهش را در الجزایر ملاقات کرد و ملاقاتی نیز با عبدل بوتفلیکا داشت .

اسپانسر
زیدان تا کنون با کمپانی های زیادی همچون : آدیداس ، لژو ، فرانس تله کام ، اورنج ، آئودی و کریستین دیور به توافق رسیده است . این اسپانسرها به او 8.6 میلیون یورو کمک کرده اند که از دستمزد سالانه ی او در رئال مادرید (6.4 میلیون یورو در سال در فصل آخر) بیشتر است و او را به ششمین بازیکن پردرآمد تاریخ تبدیل کرده است .

خانواده
زیدان زنش ورونیک فرناندز مانکن اسپانیایی را زمانی که در کن بود در 92-1991 ملاقات کرد . پسرانشان ، انزو فرناندز و لوکا زین الدین زیدان عضوی از تیمهای پایه رئال مادرید هستند .

افتخارات
تیمی
بوردو
جام یوفا : نایب قهرمان (1996) / اینترتوتو (1995)
یوونتوس
سری آ (1997 و 1998) / سوپرکاپ اروپا (1996) / جام بین قاره ای (1996) / سوپرکاپ ایتالیا (1997) / چمپیونزلیگ (نایب قهرمانی در 1997 و 1998)
رئال مادرید
لالیگا (2003) / چمپیونزلیگ (2002) / جام بین قاره ای (2002) / سوپرکاپ اروپا (2002) / سوپرکاپ اسپانیا (2001 و 2003)
ملی
قهرمانی جام جهانی (1998) / نایب قهرمانی جام جهانی (2006) / قهرمانی اروپا (2000)

فردی
بهترین هافبک اروپا : سال 1998
بهترین بازیکن سال ورلدساکر : 1998
بهترین بازیکن سال جهان : 1998 ، 2000 و 2003
دومین بازیکن سال جهان : 2006
سومین بازیکن سال جهان : 2002 و 1997
بهترین بازیکن سال اروپا : 1998
موثرترین بازیکن سال چمپیونزلیگ : 2002
بهترین بازیکن نیم قرن اخیر اروپا : 2004
برنده ی توپ طلای جام جهانی : 2006
حضور در تیم منتخب جهان : 2005 و 2006
جایزه ی اونز :1998 ، 2000 و 2001
بهترین بازیکن چمپیونزلیگ : 2000
حضور در تیم سال جهان : 1998 و 2006
حضور در بهترین 11 بازیکن اروپا : 2001 ، 2002 و 2003
عنوان شوالیه ی لژیون فرانسه : 1998
حمل کننده ی مشعل المپیک تابستانی : 2004

تیتر روزنامه های آس و مارکا

                             

 شاهین به آینده و اضافه شدنش در تیم نگاه می کند
شاهین :" ضروری خواهم بود "
"ریکاوریم بهتر از حد انتظار بوده است "
"یک هفته زودتر بر می گردم "
"مورینیو ، به طور خلاصه ، بهترین است "
دی استفانو در ستونش در مارکا : فوتبال مدرسه ای
نحوه گلهای رئال به آژاکس : اولی روی ضد حمله ، دومی بازی مستقیم و سومی بازی تکضرب
روی گل سوم ، 25 پاس در یک دقیقه داده شد


 

as

اکیپ ، رئال مادرید را بهترین باشگاه اروپا دانست
پادشاه اروپا

1- رئال مادرید 483 / 2- میلان 330 / 3- بایرن 288 / 4-بارسلونا 250 / 5- لیورپول 237 / 6- منچستر 229 / 7- آژاکس 220 / 8- بنفیکا 217 / 9- یوونتوس 215 / 10- اینتر 184 / 32- اتلتیکو 53 / 36- والنسیا 50 / 71- دپور 250
کاکا :" نرفتم چرا که به مادریدیسموها مدیون بودم "

ديدار خيريه رونالدو و زيدان به نفع گرسنگان آفريقا   

              

زيدان و رونالدو به عنوان سفراي حسن نيت سازمان ملل متحد در ديداري خيريه که در آلمان برگزار مي شود، به ميدان خواهند رفت.

 زیدان به همراه رونالدوی برزیلی، در تاریخ 13 دسامبر در نهمین دیدار سالیانه فوتبال علیه فقر در هامبورگ به میدان می روند. عواید این دیدار به قحطی زدگان شاخ آفریقا شامل کشورهای سومالی، اریتره، جیبوتی و اتیوپی تعلق خواهد گرفت.
 
 گفته می شود 10 میلیون از مردم این مناطق گرفتار خشکسالی، جنگ و قیمت بالای غذا هستند.
 
 یکی از مسئولان برگزاری این دیدار اظهار داشت: "زیدان و رونالدو جمعی از ستاره های فوتبال جهان را گرد هم می آورند تا در دیداری خیریه با ستاره های فوتبال هامبورگ در هامبورگ بازی کنند."
 
 رونالدو که بتازگی از فوتبال کناره گیری کرده، در خصوص برگزاری این دیدار خیریه اظهار داشت: "بسیار خوشحالم که باشگاه هایی مثل هامبورگ حاضر به میزبانی این دیدار هستند."
 
 زیدان هم در مورد این بازی گفت: "امیدوارم برگزاری اینگونه دیدارها باعث شود آگاهی مردم نسبت به مردم شاخ آفریقا بالا برود."
 
در هشت دیدار خیریه قبلی که تا به حال برگزار شده کشورهایی چون پاکستان و هاییتی که دچار سیل و زلزله شده بودند مورد حمایت مالی واقع شده اند.

هفته هفتم لالیگا

   

اسپانیول - رئال مادرید
هفته هفتم لالیگا
یک شنبه ، 10 مهر 1390

استادیوم : کورنیا ال پرات

ساعت 23:30

 

امضا دادن کاکا به هواداران در فروشگاه فیفا 12



ریکاردو کاکا روی دور است . پس از بازی فوق العاده اش در چمپیونزلیگ برابر آژاکس ، امشب به فروشگانه فناک ده کایائو در مادرید می رود تا نسخه های فیفا 12 که فروشش از امروز عصر آغاز می شود را امضا کند . 

ستاره برزیلی بین ساعت 22:30 تا 00:00 ، برای فوتبالدوستانی که بازی را می خرند ، امضا خواهد داد . نسخه جدید این بازی برای کامپیوترهای شخصی ، پی اس پی و ایکس باکس آماده شده است .

casillas

Fifa 12

کلیپی از فیس بازیکنان تیم رئال مادرید در بازی Fifa 12



دانلود


__________________



والپیپرهای کهکشانی

http://myup.ir/images/98421175457342100340.jpg

به ادامه مطلب ببروید...

ادامه نوشته

تیتر روزنامه های آس ومارکاو ای بی سی و ال موند


as

کاکا در اوج

3

یک گل زد،یکی ساخت و همان کاکای میلان شد

با فوتبال پاسخ حرف هایشان را دادند

آلتینتاپ برای دقایقی در ترکیب مادرید قرار گرفت


MARCA

"همکاری و سرعت"

بازی استادانه آلونسو

بهترین بازگشت کاکا به ترکیب

واکنش های تماشایی از ایکر

رونالدو،کاکا و بنزما گلزنی کردند

آلتین تاپ برای اولین بار بازی کرد

 در 16 ثانیه با 11 پاس توسط 5 بازیکن اتفاق افتاد


 El MUNDO

 

ظهور مجدد کاکا در برد 3-0 رئال مادرید مقابل آژاکس در چمپیونز لیگ


ABC

رئال مادرید با درخشش کاسیاس پیروز شد

رئال مادرید توانست با گل  های رونالدو،کاکا و بنزما و البته واکنش های کاسیاس پیروز میدان باشد

گلها و لحظات حساس رئال مادرید - آژاکس






ادامه نوشته